مطالب بازگشت كنيم :
د ديگر از مطالبى كه بر آن مترتب است ، اين كه چون موجودات ، همه ، ظلال و شوؤون و اطوار يك حقيقتند ، هيچ موجودى را نتوان فاعل بالاستقلال دانست ؛ چه اين كه حق تعالى در وجود و ايجاد ، شريك ندارد و از اين بيان معلوم مىشود كه قدرى قائل به استقلال عبد در افعالش سخت به خطا رفته است .
و ديگر اين كه چون حقيقت واحده است ، همانطور كه حلول و اتحاد در آن راه ندارد كه در وحدت دوئى عين ضلال است ، تفوه به جبر نيز صحيح نيست ، زيرا ، جبر - چنان كه گفتهايم - ستم كردن كسى است ديگرى را به خلاف آنچه كه ميل و ارادهء آن ديگرى است . تعالى اللّه عما يقول الظالمون علوا كبيرا .
بدين لطيفه ، صدر قونوى در نفحات افاده فرموده است كه :
اختيار الحق المشهود في الكشف ليس على النحو المتصور من اختيار الخلق الذى هو تردّد واقع بين أمرين كل منهما ممكن الوقوع عنده فيترجح عنده أحدهما لمزيد فائدة أو مصلحة يتوخاها . فمثل هذا يستنكر في حقه تعالى لأنه أحدىّ الذات و أحدى الصفات و أمره واحد و علمه بنفسه و بالأشياء علم واحد ، فلا يصحّ لديه تردّد و لا إمكان حكمين مختلفين بل لا يمكن غير ما هو المعلوم المراد في نفسه .
و ليس هذا من قبيل الجبر كما يتوهمه أهل العقول الضعيفة إذ ليس ثمة سوى فمن الجابر ؟ « 1 »
آرى :
چو در توحيد حق نبود سوائى * سخن از جبر چبود ؟ ژاژ خائى
كدامين جابر است و كيست مجبور ؟ * عقول نا رسا را چيست منظور ؟
هامش
( 1 ) . مصباح الانس ، ص 91 .