بسيار بلند دارد ، ولى چون همان مطلب را مرحوم محمد دهدار در رسالهء وجيز و عزيز قضا و قدر به عبارت فارسى واضح در بيان حديث عقل آورده است از وى نقل مىكنيم كه فرموده است :
در اخبار آمده كه « اوّل چيزى كه اللّه تعالى آفريده ، عقل بود . پس گفت او را : " اقبل ! " . پس روى به خدا آورد و باز فرمود او را : " ادبر ! " . پس پشت به خدا كرد . همچنين تا سه مرتبه امر به اقبال و ادبار فرمود » الحديث بتمامه .
و اين اقبال و ادبار ، معنى جهتين امكان است ؛ چه ، ممكن بالذات ، چون نسبتش با فاعل ملحوظ شود ، وجود - كه خير محض است - مىيابد . و چون نسبتش به خود ، به ملاحظهء اقبال به سوى فاعل ملحوظ به ادبار - كه شرّ محض است - باز مىنمايد ؛ چه ، ممكن را ملاحظهء عدم علّت وجود ، عين علّت عدم است . پس اقبال عقل - كه نسبت وجود ممكن است - منبع جميع خير است و امتثال اوامرش از اين روى است و ادبار عقل - كه نسبت بازماندگى و روى به سوى خود آوردن ممكن است - منبع جميع شرّ است و ارتكاب نواهيش از اين روى است .
و سرّ اين آن است كه ممكن موجود مؤلف است در عقل از دو چيز : يكى ماهيت او كه عدم و منبع شرّ است ، و يكى وجود كه منبع خير است . اكنون در اين وقت ، چون روى به فاعل آورد ، جهت خيرش مىافزايد و شرّش مغلوب مىشود و چون به خود باز گردد جهت عدميّت و شرّش فزون مىگردد و خيرش مغلوب مىگردد .
و اشارت بدين دو جهت در كلام مجيد آمده كه
ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ
« 1 » .
و چون ممكن با جميع ما يتعلق بذاته و بوجوده ، بايجاد اللّه است ،
هامش
( 1 ) . النساء ( 4 ) : آيهء 80 .