تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
و از اين جاست كه جزاى عمل مقرر شده مر انسان را كه مختار است و جزاى عمل صالح فضل الهى است كه به معونت روح است لهذا مضاعف مىشود يكى تا هزار و چهار صد و زياده و جزاى عمل غير صالح عدل الهى است كه به معونت نفس است ، لهذا يكى را يكى مىرسد . و از جملهء ضروريات دانستن اين است كه هر فعل و عملى ، صورتى دارد در عالم برزخ كه آن فعل ، بر آن صورت ، بر فاعلش ظاهر مىشود بعد از انتقال او به عالم برزخ . و جزا ، همين است كه « إنّما هي أعمالكم تردّ عليكم » ،
جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
، « و الناس مجزيون بأعمالهم . » . و نيز بايد دانست كه علم انسان مشخّص روح است و عملش مشخّص بدن او در نشأة أخرى . پس هر كه به صورت علم و عمل در نشأة اخروى بر انگيخته مىشود ، چنانچه در اخبار و آثار وارد است ، به سبب خصوصيت خود او كه او آن است هر جا كه باشد . و سرّ آن ، آن است كه به موجب آيهء كريمهء
وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً
« 1 » هر چيزى در وجود خود اطوار هست و هر طورى حكمى و صورتى دارد . مثلا انگور را چون در خم كنى در اوّل حال جوش مىزند و تلخ مىشود و مسكر و در اين حال حكمش حرمت است و نجس است و در آخر حال ترش مىشود و اسكارش و تلخى زايل مىگردد و در اين جا حكمش حلّيت است و طهارت . تو را اختيار هست كه در آن طور سدّ راه شوى بفشارى و صاف كرده در شيشه كنى و جميع اجزاى آن دشمن تو شوند و در قيامت جبر نقصان خود از تو كنند كه عذاب شارب خمر يك شمّه‌اش اين است و نيز اختيار دارى كه ممدّ او شوى و نگذارى كه هوا داخل خم شود و او را پاس دارى تا به كمال خود رسد و نعم الإدام شود ، تو را دعاى خير كند و دوست
هامش
( 1 ) . نوح ( 71 ) : آيهء 14 .