تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
شىء است كه فعليّت او است و فعليّت نحوهء وجود است ، پس تماميّت شىء به وجود است و وجود ، فوق مقوله است ، نه جوهر است و نه عرض . و وجودات ، تطورات شؤون بارى تعالى هستند . پس بارى تعالى تمام اشياء به نحو اعلى است و اشياء همگى هالك و مضمحل و فانى در وجودند . و وجود است كه حقيقت حقّهء واحده به وحدت حقه است و هو هو لا هو إلّا هو . و ظهور اشياء كه حكايت از تعينات آن حقيقت است ، به مجاز است ؛ چه اين كه ماهيّت چون رنگ وجود گرفت ، يعنى موجود شد ، مخفىتر و پوشيده مىشود ؛ زيرا ، شأن ماهيت و حقيقت او اختفاء است و چون به وجود آيد از اختفاء به در آمده است ، پس از حقيقت اوليه‌اش دور شده است ، پس ماهيت ، به وجود آمدن ، مخفىتر شد . لذا جميع اشياء در جميع عوالم موجود بالعرضند و در حقيقت آثار از آنها مسلوب است و فقط آثار براى وجود ذى جود حضرت حق جل و على است . « 1 » بحث در امكان و اقسام آن به يك وجه و نظر ، بحثى است كه فلسفى از دورادور دربارهء ما سوى اللّه به ميان مىآورد ، و اهل شهود به برهان صديقين وجود مىبينند و بس كه وحدت بر همه قاهر است و تعيّنات مظاهر كه به ظاهر كثرت آور است ، مقهور در وحدت حقهء حقيقيه و تدليات صرفه و روابط محضه‌اند ، بلكه در حقيقت ظاهر و مظهر و متجلى و مجلى هم نيست ، لذا « امكان » ، در نظر اهل شهود ، به معنى وجودات است كه ربط محض به قيم و قيوم خودند . به عبارت روشنتر فلسفى ، امكان استعدادى را در مادّه و ديگر امكانات را جهات در نسبت مىداند و اهل شهود ، امكان را وجودات متكثره كه روابط محضند مىدانند و به نظرى جز واجب نبينند و در عين حال گويند كه هو هو و نحن نحن . بنابراين آنچه در عرصهء وجود است ، وجوب است ، و بحث امكان بدين نظر ، سرگرمى و مشغله‌اى است . و دانسته مىشود كه وجود ، اصيل
هامش
( 1 ) . اين بحث ، از فصل هشتم مرحلهء چهارم اسفار ، ج 1 ، ص 120 ، ط 1 ، در بيان فصل حقيقى ، تلخيص شده است .