تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
اين همه آوازه‌ها از شه بود * گرچه از حلقوم عبد اللّه بود
جاى بسى شگفتى است - چنان كه بعضى از ابناى تحقيق در اول فايدهء دهم از فوايدش آورده است - كه بعضى پنداشتند وجود ذهنى وجود نيست ، و بعضى پنداشتند نفس فقط آن را احداث مىكند نه آن كه وجود ذهنى از صنع اللّه و فعل اللّه بوده باشد . در آيهء كريمهء
وَ أَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ * أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ
« 1 » دقت شود كه چگونه خداوند متعال مىفرمايد :
أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ
و مىفرمايد :
إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ
اين آيه را پيشترك عنوان كرده‌ايم و به متعلق خلق اشارتى رفت . و حق جل و على فرمود :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ
. « 2 » پس آنچه را نفس مىانديشد و خطور مىدهد ، خداوند خالق آن و بدان آگاه است و خلق وجود است نه عدم ، و « حال » ، پندارى است بىاساس . و نيز در كلام امام باقر عليه السّلام دقت شود كه فرمود : « كلّما ميزتموه في أدقّ معاينه مخلوق مصنوع مثلكم . » الخ . و در بعضى از نسخه‌ها « مخلوق لكم » آمده است . بحث از وجود ذهنى و استيفاى بيان اقسام آن به تحقيق عرشى صاحب اسفار ، از حوصلهء مقام خارج است ، و لب لباب آن را در نصوص الحكم آورده‌ايم . در نكاتم آمده است كه : فعل هر فاعل عين فعل الهى است . انتساب ، رهزنت نشود :
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
گرچه تير از كمان همىگذرد / از كماندار بيند اهل خرد . اين نه جبر ، اين معنى جبارى است ، و حقيقت امر بين الامرين را از اين جا درياب و از سريان نفست در جميع مراتب شؤونش مدد گير .
هامش
( 1 ) . الملك ( 67 ) : آيهء 13 و 14 . ( 2 ) . ق ( 50 ) : آيهء 17 .