تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انه الحق (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
اگر بسته گردد تمام درهاى معارف به روى انسان بسته مى گردد . از اين قائل به محال مى پرسيم كه پس چگونه به معرفت رب خود راه پيدا كرده اى ؟ تو كه از خود بيخبرى از ديگرى چه خبر دارى و از كجا با خبرى ، كدام معرفت تو را به اين پندار به محال كشانده است ؟ اين اعجوبه كون معجونى شگفت است كه همه اسباب كار در وى جمع است .
با سرشتت چه ها كه همراه است
خنك آن را كه از خود آگاه است
گوهرى در ميان اين سنگ است
يوسفى در ميان اين چاه است
پس اين كوه قرص خورشيد است
زير اين ابر زهره و ماه است
هيچ معرفتى چون معرفت نفس به كار انسان نمى آيد و سرمايه همه سعادتها اين معرفت است و آنكه خود را نشناخت عاطل و باطل زيست و گوهر ذاتش را تباه كرد و براى هميشه بى بهره ماند . يعقوب بن اسحاق كندى معروف به فيلسوف عرب در رساله حدود و رسوم اشياء شش تعريف از قدماء در حد فلسفه نقل كرده است قول پنجم اين است : الفلسفه معرفه الانسان نفسه . در معرفت نفس همه معارف منطوى است و اين معرفتى است كه به خلافت الهيه منتهى مى گردد و از آن تعبير به انسان كامل مى گردد ، فارابى در تحصيل سعادت از آن تعبير به فيلسوف كامل