زنده است ضد خود را نخواهد پذيرفت .
و در كتاب اثبات نبوت فرمود : حكماى يونان پيش از سقراط عالم طبيعى اند و همه آنها در مقابل سقراط و شاگردانش گمنام شدند براى آنكه سقراط گفت :
( [ بيهوده در شناختن موجودات خشك و بى روح رنج مبر بلكه خود را بشناس كه شناختن نفس انسان بالاتر از شناختن اسرار طبيعت است ] ( .
چون گفتار او شبيه به گفتار انبيا بود بزرگ شد و آوازه اش جهان را بگرفت چه قيمت انسان را بالا برده بود .
آيات و روايات در حث و ترغيب به معرفت نفس بسيار آمده است ، و همچنين در نكوهش از اعراض و ترك معرفت نفس كردن ويله و رها نمودنش و به آن آشنايى پيدا نكردن وارد شده است . و همچنين در هر دو قسم مذكور از اعاظم حكما و اكابر عارفان و سالكان از قديم و حديث كلماتى قصار و عالى المضامين به عربى و فارسى و به زبانهاى ديگر به نظم و نثر منقول است . بلكه رساله هايى جداگانه در معرفت نفس و درجات و مقامات آن نوشته اند و معرفت نفس را مرقاه معرفت رب دانسته اند .
حديث شريف من عرف نفسه فقد عرف ربه تعليق بر محال نيست يعنى چنان كه معرفت نفس محال است معرفت رب نيز محال است . و بعضى حديث را معنى كرده اند كه چنانچه راه يافتن به شناخت نفس ناطقه ممكن نيست ، پى بردن به معرفت كنه پروردگار
انه الحق (فارسى) — صفحة 148
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٤٨