كمال است .
و جز انفس علم و عمل و در طول آنها است . و هر كس در تحصيل علم و عمل ، زرع و زارع و مزرعه و بذر خود است . و صورت هر انسان در آخرت نتيجه عمل و غايت فعل او در دنيا است كه الدنيا مزرعه الاخره .
و لذات و آلام او همه انحاى ادراكات اوست . و همنشينهاى او از زشت و زيبا همگى غايات افعال و صور اعمال و آثار ملكات اوست كه ملكات نفس مواد صور برزخى اند لذا انسان كه در اينجا نوع است و در تحت او اشخاص است ، در آن نشأه جنس است و در تحت او انواع است و آن انواع صور جوهريه اند كه از ملكات نفس تحقق مى يابند و از صقع ذات نفس بدر نيستند . و به عبارت ديگر عود ارواح به سوى آن چيزهايى است كه از آنها خلق شده اند . و صورت برزخى او را جسد مثالى و بدن مكتسب گويند ، پس بدن اخروى تجسم صور غيبى است .
و قيامت هر كس قيام كرده و حساب او رسيده است . و باطن انسان در دنيا عين ظاهر او در آخرت مى گردد كه يوم تبلى السرائر است ، و اينها همه تمثل و تجسم علوم و اعمال است .
و موت عدم انسان نيست بلكه در حقيقت جدائى انسان از غير خودش است كه اضافات و انتسابات اعتبارى با اين و آن داشت و همه در واقع غير از او بودند ، از آنها منقطع گرديد .
چگونه نفوس معدوم مى گردند و حال آنكه در سر و سرشت
انه الحق (فارسى) — صفحة 119
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١١٩