مشخص بدن او در نشأه اخروى پس هر كه به صورت علم و عمل در نشأه اخروى برانگيخته مىشود چنانچه در اخبار و آثار وارد است به سبب خصوصيت خود كه او آنست هر جا كه باشد . و سر آن آنست كه به موجب كريمه ولقد خلقكم اطوارا هر چيزى در وجود خود اطوار هست و هر طورى حكمى و صورتى دارد ، مثلا انگور را چون در خم كنى در اول حال جوش مى زند و تلخ مىشود و مسكر ، و در اينحال حكمش حرمت است و نجس است و در آخر حال ترش مىشود و اسكارش و تلخى زايل مى گردد و در اينجا حكمش حليت است و طهارت ] ( .
اين بود كلام عالى مقدار دهدار كه به نقل آن تبرك جسته ايم ، و به بيان واضحتر گ وييم : علم و عمل عرض نيستند بلكه دو گوهر انسان سازند ، چنان كه در علم ادب هر دو از يك باب و از يك ماده اند ، نفس انسانى بپذيرفتن علم و عمل توسع و اشتداد وجودى مى يابد و گوهرى نورانى مى گردد ، هر نيكبختى كه بهره او از آنها بيشتر است به حسب وجود انسان تر است و وزن انسانى او فزون تر است .
علم سازنده و مشخص روح انسانى ، و عمل سازنده و مشخص بدن انسانى در نشئات اخروى است و انسان از آن حيث كه انسان است خوراك او علم نافع و عمل صالح است . و هر كس به صورت علم و عمل خود در نشأت اخروى بر انگيخته مىشود چه اينكه روح غير از بدن عنصرى محسوس است و او را بدنهاى در طول هم به وفق نشأت اخروى است و تفاوت ابدان و نشئات به نقص و
انه الحق (فارسى) — صفحة 118
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١١٨