است قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : ادبنى ربّى بمكارم الأخلاق . و در باب ادب ، عمده ادب مع اللّه است .
از خدا جوييم توفيق ادب * بى ادب محروم ماند از لطف رب
و نيز در همان باب ارشاد القلوب آمده است : روى ان النّبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خرج الى غنم له وراعيها عريان يفلى ثيابه فلما رآه مقبلا لبسها . فقال النّبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امض فلا حاجة لنا فى رعايتك . فقال : انا اهل البيت لا نستخدم من لا يتادب مع اللّه و لا يستحيى منه فى خلوته . يعنى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى ديدن گوسفندانش به در رفت ، شبان برهنه بود و از جامهء خويش شپش مىجست ؛ چون ديد پيغمبر به سويش مىآيد ، لباس به تن كرد ؛ پس حضرت او را از سمتش بر كنار نمود و فرمود : ما اهل بيتى هستيم كه كسى را كه ادب با خدا نباشد و در خلوت از او حيا ندارد استخدام نمىكنيم .
به عنوان مزيد توضيح در مأدبه به وجه دوم گوييم :
مأدبه فرهنگستان و ادبستان است كه به تخفيف مىگوييم دبستان ، مأدبه مكتب و مدرسه است كه جاى تأديب و تربيت است . آنجائى كه به انسان ادب ياد مىدهند آنجا را مأدبه مىگويند ، قرآن به انسان أدب ياد مىدهد .
ادب چيست ؟ كتاب منتهى الأرب فى لغة العرب ، كتاب لغت گرانقدر و ارزشمند است ، لغت اصيل عربى را به فارسى سره ، درست ترجمه كرده است ، انسان بخواهد لغتى را به لغت ديگر درآورد و درست از عهدهء آن برآيد خيلى دشوار است بايد يك انسان فنّان و كاركشته باشد و مؤلّف منتهى الارب صفى پورى حائز اين اهميت است . وى گويد : ادب يعنى نگاهداشت حدّ هر چيز . به همين لحاظ علوم ادبى را علوم ادبى ناميدهاند ، چون حافظ و نگهدار حدود معارف مربوط به خودند ، و هر رشته در علوم ادبى ميزانى براى نگاهداشت حدّ معارف خود است .
مثلا علم عروض يكى از رشتههاى علوم ادبى است كه ميزانى ، شعر و نظم سنج است . اين ميزان حدّ شعر را نگاه مىدارد كه دو مصراع يك بيت را به يكديگر مىسنجد ، و دو بيت يك غزل يا يك قصيده را توزين مىكند ، سپس حكم مىكند