تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
كه اين شعر زحاف دارد و موزون نيست ، پس علم عروض علم ادب است كه حدّ شعر را نگاه مىدارد و نمىگذارد كه از قالب خود بدر رود . علم نحو و صرف از علوم ادبيه‌اند چرا ؟ زيرا كه هر زبان در تأديه معنى براى خود حدّى دارد ، جمله‌بنديها و تركيب عبارات آن حدّى دارد ، خواندن او حدّى دارد ، اعراب او حدّى دارد . علم صرف و نحو دستور مىدهند كه اين كلمه و اين جمله را بايد اينطور اداء كنيد ، و بايد بدين وجه پياده نمائيد و بدينصورت بخوانيد ، خلاصه زبان را در قالب خودش نگاه مىدارند ، و نمىگذارند از حدّ خود بدر برود . چه همين كه از حدّ خود بدر رفت كج و معوّج مىشود و به غلط معنى مىدهد ، هر چيز كه در حدّ خود باشد موزون و مطبوع است . ابو الاسود الدّئلى شنيد كه شخصى اول سورهء برائت را قرائت مىكند :
أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ
بكسر لام رسوله ، گفت من گمان نمىبردم كه كار مردم بدينجا بكشد ، آنگاه با راهنمائى امير المؤمنين عليه السّلام شروع به وضع علم نحو نمود به تفصيلى كه در روضات خوانسارى مذكور است . در قسمت حكم نهج البلاغه آمده است كه قال عليه السّلام لكاتبه عبيد اللّه بن ابى رافع : الق دواتك ، و اطل جلفة قلمك ، و فرج بين السّطور ، و قرمط بين الحروف ، فإن ذلك اجدر بصباحة الخطّ . « 1 » يعنى امير المؤمنين عليه السّلام به نويسندهء خود ، عبد اللّه بن ابى رافع ، فرمود : دواتت را ليقه بينداز ، و زبانهء قلمت را دراز گردان ، و ميان خطها را گشاده گردان ، و حرفها را نزديك به يكديگر بنويس كه اين روش نوشتن ، به خوبى خط سزاوارتر است . ليقه مركب را لايق نوشتن مىكند و به همين جهت آن را ليقه گفته‌اند . و زبانهء قلم دراز باشد ، روان مىرود و روان مىنويسد . مير عماد حسنى رساله‌اى كه در تعليم خط نوشته است ، آن را آداب المشق نام نهاده است . ممكن است كسى زشت و زيبا را تميز ندهد و در علوم ادب نكته سنج و زبان فهم و آشنا نباشد ، خط زشتى را كه با آب طلا نوشته شد تحسين كند ، بديهى
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : حكمت 315 .