است كه نظر چنين كسى ملاك نيست . به مثل ، يكى دندان دارد و ديگرى بى دندان است ؛ آنكه بى دندان است ، اگر در لقمه نان سنگريزه بوده باشد ، متوجه نمىشود ، نان را با سنگريزه فرو مىبرد ؛ امّا آنكه دندان دارد ، همان نخستين بار كه لقمه را به دهان گرفت سنگريزه دندانش را مىزند . كسانى كه نكتهسنجاند ، دندان دارند ، در علوم ادب خبرهاند ، صحيح را از سقيم تميز مىدهند . غرض اينكه همانطور كه علوم ادب ميزان و مكيال سنجش و نگاهدار حدود معارف و كمالات مربوط به خودند ، قرآن با انسان بدين سان است ؛ القرآن مادبة اللّه . اين دستورالعمل الهى ادب آموز و ادبكننده است ، انسان را در حدّ انسانيش نگاه مىدارد ، او را از اعوجاج و انحراف حفظ مىكند ، نمىگذارد كه به سوى ديوى و ددى برود ، او را به فعليتش و كمال انسانيش مىكشاند و مىرساند ؛
إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ
. « 1 » كسى كه به آداب قرآن انسانساز متأدب نباشد ، انسان نيست ؛ هر چند ، عامه هر حيوان مستوى القامه را انسان مىپندارند . حضرت انسان كامل ، جناب وصىّ ، امام امير المؤمنين عليه السّلام دربارهء چنين كس فرمود : فالصورة صورة انسان ، و القلب قلب حيوان ؛ لا يعرف باب الهدى فيتبعه و لا باب العمى فيصد عنه فذلك ميت الأحياء . به قول عارف جامى .
حدّ انسان به مذهب عامه * حيوانيست مستوى القامه
پهن ناخن برهنه تن از مو * به دو پاره سپر به خانه و كو
هر كه را بنگرند كاين سانست * مىبرندش گمان كه انسانست
چيست انسان ، برزخى جامع * صورت خلق و حق در او واقع
قرآن مجيد مىفرمايد ما نظام عالم و كلمات دار هستى را به ميزان و قدر آفريديم .
إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ
. « 2 » هيچ اعوجاجى و انحرافى در آن راه ندارد ، و زيباتر از اين تصور شدنى نيست . آن قلمى كه عالم را بدين زيبايى نگاشت ، همان قلم آدم را به نيكوترين صورت درآورده است ، و همان قلم نگارندهء قرآن است ، عالم و آدم و قرآن از يك نگارنده و يك قلماند . نه شيرينتر از عالم و رصينتر و
هامش
( 1 ) - اسراء 17 : 9 .
( 2 ) - قمر 54 : 49 .