تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
من أخذت الفطانة بيده و ادرك المعقولات من وراء الحجاب لغاية الذكاء و قوة الفطنة من الحكماء زعم انه ادركها على ماهى عليه و لما تنبه فى آخر امره اعترف بالعجز و القصور . اين كلام قيصرى اجمال گفتار صدر الدين قونوى در اين موضوع است ابن فنارى بتفصيل در فصل سوم مصباح الانس شرح مفتاح الغيب قونوى ، آورده است كه به نه وجه استدلال كرده است كه معرفت اشياء آنچنان كه در واقع هستند با ادلّهء نظريه متعذر است . و نتيجه اينكه چون تحصيل معرفت صحيح يا به طريق برهان نظرى است و يا به طريق عيان كشفى و طريق نظرى از خلل صافى نيست ، پس طريق دوم متعين است كه با توجه به حقّ - تعالى - و مراقبت كامل و تعريه و التجاى تام و تفريغ قلب به كلى از جميع تعلقات ، آن هم در تحت تدبير و ارشاد كاملانى مكمل كه واقف منازل‌اند چون انبيا و وارثان به حقّ آنان ، صورت‌پذير است . آن وجوه نه‌گانه به اين بيان است : 1 - احكام نظرى تابع مدارك است ، و مدارك تابع توجّهات مدركين است كه به حسب تفاوت مدركين تفاوت مىيابد ؛ و اين توجّها تابع مقاصد است ، و مقاصد تابع عقايد و عوايد است ؛ و اين عقايد و عوايد تجليات اسمائيه‌اند كه به حسب استعدادات قوابل تعيّن مىيابند ، زيرا كه اصل تجليات از يك چشمهء يكتاست كه هيچ تعدد در آن نيست و به حسب ذاتش اختلاف ندارد بلكه به اختلاف قوابل در قابليتشان به حكم مراتب و مواطن و اوقات و احوال و امزجه و صفاتشان و همچنين به حسب احكام احوال وسائط وجودشان اختلاف مىيابند ، چنان كه يك شئ مبصر به اختلاف قواى مبصره به حسب قرب و بعد و لطافت و كثافت و تلون و شفيف ، متعدد مىنمايد . 2 - اختلاف آراى متناقضه و عدم قدرت رأيى بر ابطال دليل رأيى ديگر خود دليل است كه تعويل و اعتماد بر رأى آن را نيز نشايد ، با اينكه يكى از دو رأى قطعا باطل است ؛ پس اين احتمال بطلان در هر دليل نظرى جارى است . 3 - چه بسا كه ناظر مدتى دراز بر نظر خود تعويل و اعتماد دارد ، سپس