نهادى ، در حقيقت برهان نيست ، و گرنه برهان حقيقى مخالف شهود كشفى نيست .
آنكه از آخرين فصل الهيات اسفار نقل كردهايم كه معرفت حقّ - تعالى - و صفات و افعال او يا به طريق وحى و رسالت موسوم به نبوّت است و يا به طريق سلوك و كسب مسمّاى به حكمت و ولايت است ، قاضى نور اللّه شهيد در اول مجلس ششم كتاب مجالس المؤمنين ، بر همين منوال منصفانه و عادلانه فرمايد :
تحصيل يقين به مطالب حقيقيه ، كه حكمت عبارت از آن است ، يا به نظر و استدلال حاصل مىشود - چنان كه طريقهء اهل نظر است و ايشان را علما و حكما مىخوانند - يا به طريق تصفيه و استكمال - چنان كه شيوهء اهل فقر است - و ايشان را عرفا و اوليا نامند .
و اگرچه هر دو طايفه بحقيقت حكمااند ، ليكن اين طايفهء ثانيه ، چون به محض موهبت ربّانى فايز به درجهء كمال شدهاند و از مكتبخانهء
وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً .
« 1 » سبق گرفتهاند و در طريق ايشان اشواك شكوك و غوايل اوهام كمتر است ، اشرف و اعلى باشند و به وراثت انبيا ، كه صفوت خلايقاند ، اقرب و اولى خواهند بود ؛ و هر دو طريق در نهايت وصول سر به هم باز مىآورد
وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ
« 2 » . . .
و ميان محققان هر دو طريق هيچ خلاف نيست . چنانچه منقول است كه شيخ عارف محقّق شيخ ابو سعيد ابو الخير را با قدوة الحكماء المتأخرين ، شيخ ابو على سينا - قدّس اللّه روحهما - اتفاق صحبتى شد ، بعد از انقضاى آن ، يكى گفت آنچه او مىداند ما مىبينيم ، و ديگرى گفت : آنچه او مىبيند ما مىدانيم .
و هيچ يك از حكما انكار اين طريق ننمودهاند ، بلكه اثبات آن كرده ؛ چنان كه ارسطاطاليس مىگويد : هذه الاقوال المتداولة كالسلم نحو المرتبة المطلوبة فمن ارادان يحصّلها فليحصل لنفسه فطرة اخرى .
و افلاطون الهى فرمود : قد تحقق لى الوف من المسائل ليس لى عليها برهان ، و شيخ ابو على در مقامات العارفين گويد : فمن احب ان يتعرفها فليتدرج
هامش
( 1 ) - كهف 18 : 65 .
( 2 ) - هود 11 : 123 .