مباحث سالفه دانستهاى عوالم به طور كلى سه قسم است : مجرد محض و مادى محض و عالمى كه متوسط بين آن دو است . و در آخر فصل قرآن و ليلة القدر حديثى هم در عوالم سهگانه از امام صادق عليه السّلام نقل شد .
غرض اينكه ، همچنانكه عوالم سه است اصناف مردم بر سه قسماند ، كه هر صنفى با عالمى تناسب دارد .
آنكه امام - عليه السّلام - فرمود : فالسابقون هم رسل اللّه و خاصة اللّه من خلقه ، اين خاصّة اللّه ، بعد از سلسلهء سفراى الهى از رسل و انبياء و اوصياى ايشان ، آحادى هستند كه به اقتفا و اقتداى صاحب نبوّت تشريعى صاحب نبوّت مقامى مىگردند . لسان الغيب - قده - اين دو مقام را اراده كرده است كه گفته است :
فيض روح القدس ارباز مدد فرمايد * دگران هم بكنند آنچه مسيحا مىكرد
به طور اجمال گوييم كه سفراى الهى از لهو و لغو و لعب و زهو و سخريه و مجاز و ديگر صفاتى كه عقل از آن اشمئزاز و طبع از آن تنفّر دارد منزهاند ، و اين وسائط فيض مردم را به سوى خود و مقام خود دعوت كردند ، چون امام ، يعنى پيشوا و سرمشق ايشان ، بودند . پس اينكه به مردم فرمودهاند به سوى ما بياييد و تأسى و اقتداى به ما داشته باشيد ، دعوتى به حق است و ارشادى بصدق ؛ تا همّت مدعوّ چه كند ؟ كل ميسر لما خلق له . هر كه ندايشان را با خلاص لبيك گفت و مطابق سرمشق تعليم گرفت ، اگرچه صاحب مقام نبوت تشريعى نمىشود ولى دگران هم بكنند آنچه مسيحا مىكرد . از اين روى ، آحادى كه نداى آن مناديان إله را لبيك گفتهاند ، كرامات و امور خارق عادات از آنها صادر شده است كه موجب حيرت ديگران است . شيخ اجل ابن عربى ، در چند جاى باب هفتاد و سوم فتوحات مكيّه و ابواب ديگر آن ، در اين موضوع مطالبى بسيار بلند آورده است ، و ما از تعرض بدانها اعراض كردهايم كه هم به طول مىانجامد و هم اينكه حلقها تنگ است .
رؤياى صالح جزئى از نبوت است ، و از زبان خاتم النبيين صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به چندين وجه ، در اين باره ، در جوامع روائى فريقين ، نقل گرديده است . اين