از روايات استفاده مىشود كه حال رسول اللّه در هنگام وحى بى تمثّل سنگينتر از حال او در هنگام وحى با تمثّل بود ؛ و اين معنى براى اهل سلوك واضح است كه چون جذبههاى بىصورت دست دهد ، سخت در قلق و اضطراب افتند ؛ به خلاف حالتى كه با حصول تمثّل است . علّتش اين است كه در تمثّل با صورت مألوف و مأنوس عالم شهادت محشور است ، به خلاف خلاف آن كه با مجرّد بحث است .
و ديگر اينكه عالم شهادت نشأه افتراق است و غيب عالم انفراد ؛ لا جرم وحدت و سلطه با اين است كه جمع است و آن ، چون متكثر است ، ضعيف است .
از اين روى ، هر چه توجه روح انسان به عالم جمع بيشتر شود ، دهشت او بيشتر است ؛ كه با قويتر روبرو مىگردد .
در سادس بحار از امالى شيخ باسنادش روايت كرده است عن هشام بن سالم عن ابى عبد اللّه عليه السّلام قال قال بعض اصحابنا اصلحك اللّه كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يقول قال جبرئيل و هذا جبرئيل يأمرنى ثم يكون فى حال أخرى يغمى عليه قال فقال ابو عبد اللّه عليه السّلام انه اذا كان الوحى من اللّه اليه ليس بينهما جبرئيل اصابه ذلك لثقل الوحى من اللّه و اذا كان بينهما جبرئيل لم يصبه ذلك فقال قال لى جبرئيل و هذا جبرئيل . ( ص 362 ط 1 ) .
تبصرهء 2 ادلهء عقلى و نقلى حاكماند كه هيچ نشأه عنصرى از وجود انسان كامل خالى نيست . و ما ، در اين موضوع شريف ، در رسالهء انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه ، و بخصوص در نهج الولايه ، با مبانى رصين عقلى و معاضدات قطعى نقلى بحث كردهايم . پس بدان كه ليلة القدر در نشأه عنصرى الى يوم القيامه باقى است . فتبصّر .
و در تأييد اين تبصره ، در اين حديث شريف ، كه مطلب آن در صلوة نظير ليلة القدر است ، تأمل شود :
فى صحيح البخارى عن سعيد بن المعلى قال كنت اصلى فى المسجد فدعانى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فلم اجبه ؛ فقلت يا رسول اللّه انى كنت اصلى ، فقال :
انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 276
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٢٧٦