تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
مصباح . و كسى بدان نور تجلى در پذيرفتن نزديكتر از حقيقت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه مسماى به عقل است نبود . پس آن بزرگوار سيد جميع عالم و اولين ظاهر در وجود است و از آدميان نزديكتر از همه به حقيقت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم على بن ابى طالب ، امام عالم و اسرار جميع انبياء است . تبصرة گاهى در كتب اهل سرّ مىخوانى كه باء نبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است ، و نقطهء تحت آن ولىّ است . اين سخن از اين روى است كه باء تعيّن پيدا نمىكند مگر به نقطه ، چنان كه نبى متعيّن و متكمّل نمىشود مگر به ولايت . و گاهى ، برخى از مشايخ ، چون شيخ شبلى ، از خود خبر مىدهد كه انا النقطة التى تحت الباء . اين سخن را از اين روى گفته است كه اشاره به عدم و شكستگى نفس خود كرده زيرا كه نقطهء تحت باء را خود وجودى نيست بلكه وجود او در ضمن باء است . و مىتواند بود كه از زبان انسان كامل حكايت كند ؛ چنان كه بابا طاهر عريان هم از آن خبر مىدهد :
مو آن بحرم كه در ظرف آمدستم * مو آن نقطه كه در حرف آمدستم
و از اين‌گونه ، تعبيرات ديگر هم دارند ؛ و بنابر آنچه تحرير و تقرير كرديم براى هوشيار در پى بردن به وجه تعبير بدانها كفايت است . فائدهء ديگر در اين‌كه الف قطب حروف است : اشارتى كرده‌ايم كه الف قطب حروف است ، اكنون در توضيح آن گوييم كه الف در همهء حروف ، يا بى واسطه و يا با واسطه ، در كار است ؛ و مقوم هر حرف است ؛ و به منزلهء ماده آن حرف است : اما بىواسطه ، مثل باء و تاء و ياء و ثاء و صاد و ضاد و واو ؛ و اما بواسطه ، مثل ميم و نون و جيم و سين ، كه قوام آنها بر واو و ياء است و قوام واو و ياء به الف است ؛ علاوه اينكه هر يك از واو و ياء در مقام الف قرار مىگيرند ، چنان كه در كلمات عرب نظير بسيار دارد ؛ و به اين سبب ، آن را قطب حروف گويند ، و به همين جهت ، اين اسم شريف را حرف ذات اقدس حق دانند ، كه ظهور حق در صور موجودات چون ظهور الف است در صور حروف . و ديگر اينكه الف قطب حروف است ؛ زيرا كه زبر ملفوظى « ا » ، كه « الف »
انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 201 | حسن حسن زاده آملى