تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
ساريست / تعينها امور اعتباريست ] ؛ پس آنچه در خارج متحقق است همان وجودات متعيّنه و متشخّصه‌اند . لذا تعين را - كه نقطهء بائيهء تميزيّهء اعنى نقطهء امكانيه حدوثيه است و متفرع بر ذات اصيل وجود است ، و بعد از اوست - تعبير به تحت فرمود كه انا النقطة تحت الباء . پس ، نقطه يعنى موجود متعيّن تالى الف ، كه همان عقل اول و صورت انسان كامل است . و هر كه بدين نقطهء وجوديه اطلاع يافت ، به جميع حقايق و اسرار و به همهء كتب سماوى دست يافت ؛ چنان كه نبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بدان اطلاع يافت و در شب معراج فرمود : علمت علوم الاولين و الآخرين ؛ و نيز فرمود : اوتيت جوامع الكلم و وصى بدان اطلاع يافت و فرمود : انا النقطة تحت الباء . و قال : سلونى عما تحت العرش . لذا از اين نقطعه به نبى و ولى نيز تعبير مىكنند . به عنوان تمثيل و تنظير تذكر داده مىشود كه همانطور موجودات نشأهء اولى اصنام و اظلال نشأهء آخرند ؛ كه اين دو نشأه در طول هم‌اند - صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى / صورت زيرين اگر با نردبان معرفت / بر رود بالا ، همان با اصل خود يكتاستى - و اين نشأه اولى قائم به آن نشأه است ، و اين رقيقه آن حقيقت است ؛ چنان كه « نفخ » در اين نشأه نمودارى از
نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي
« 1 » آن نشأه است ، و « يوم » اين نشأه سايه‌اى از
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
« 2 » آن نشأه است ؛ و « ليل » اينجا اشارتى از مقام تحت الشعاع بودن و احتراق نجم ثاقب نفس در نور انور شمس حقيقة الحقائق است ، كه اين چنين استتار را قدر و مرتبت و شأن است ، زيرا در اين خفا و فنا تاج عزت
لَقَدْ كَرَّمْنا
« 3 » را در مقام قرب دارا مىشود و به حقايق هستى آشنا مىگردد :
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
« 4 » همچنين حروف اين نشأه حكايتى از حروف تكوينى كتاب عالم كبير است . فائده : اين حقيقت كليهء متعيّن به تعيّن اول را ، به حسب اعتبار مدارج كمالات علمى و عينى آن ، به اسامى گوناگون مىنامند ، كه برخى از آنها را سيد
هامش
( 1 ) - حجر 15 : 29 و ص 38 : 72 . ( 2 ) - رحمن 55 : 29 . ( 3 ) - اسراء 17 : 70 . ( 4 ) -