مىدهند ؛ مثلا در اندازه گرفتن نور ، نور ماه را واحد قرار دادند در شب چهاردهم كه ثابت است نه شبهاى ديگر ، و براى واحد وزن آب خالص مقطّر اختيار كردند .
حضرت پيغمبر هم بلندترين روزها را در شهرى كه خورشيد اول ظهر به غايت ارتفاع مىرسيد ، يعنى نود درجه ( 90 ) ، مبدأ قرار داد و روزهاى ديگر و شهرهاى ديگر ضابطه ندارد .
و از اينها دانسته شد كه اگر در بلاد ما هم ديوارى به سمت نصف النهار بسازند ، سايه در اوّل ظهر از آن معدوم مىشود در همه فصول . ولى اگر شاخص به صفت مذكور نباشد - مثلا مخروطى منتصب بر سطح زمين باشد - در اين صورت ، هر چند در هنگام رسيدن شمس به دايرهء نصف النهار شاخص هم در سطح آن دايره است ، و ليكن انعدام ظلّ آن فقط اختصاص دارد به آفاقى كه شمس در وقت وصول به دايرهء نصف النهار به سمت رأس آنها برسد ، و گرنه هيچگاه و در هيچ افقى ظلّ شاخص مخروط در هنگام وصول شمس به دايرهء نصف النهار منعدم نمىشود بلكه به غايت قصر منتهى مىگردد و دوباره به تزايد مىگرايد . لذا اين ظلّ بعد از نقص را فئى مىنامند كه به معنى رجوع است .
ابوريحان بيرونى ، در رسالهء افراد المقال فى أمر الظلال « 1 » در ترغيب و تحريص بر مراقبت ظلّ براى اقامهء صلات ، كلامى شريف از ابو درداء روايت كرده است كه روى عن ابى الدرداء أنه قال : ان شئتم لأقسمنّ لكم انّ أحبّ عباد اللّه الى اللّه الّذين يرعون الشّمس و القمر و النجوم و الأظلّة لذكر اللّه . و پس از نقل كلام ابو درداء ، در بيان اظلّه كه در ذيل گفتارش آمده ، گويد : يعنى الفئى فإنّه بفضل التفكّر فى خلق السموات و الارض و استعماله فى التوحيد و فى اوقات العبادة .
امّا آنكه گفتهايم عمل رسول اللّه در بناى ديوار ، براى تعيين اوقات ظهرين از روى سايهء آن ديوار ، ابو الوفاء را به استنباط شكل ظلّى رهنمون شده است ، در بيان آن گوييم :
علم مثلثات متداول امروز مبتنى بر جيب و ظلّ است . جيب را سينوس
هامش
( 1 ) - چاپ حيدر آباد ، ص 8 .