علّامه ابوريحان بيرونى در قانون مسعودى ، كه مجسطى اسلامى است ، طول مكّه را از ساحل اقيانوس غربى شصت و هفت درجه ( 67 ) و عرض آن را بيست و يك درجه و بيست دقيقه ( 20 ، 21 ) ، و طول مدينه را شصت و هفت درجه و سى دقيقه ( 30 ، 67 ) و عرض آن را بيست و چهار درجه ( 24 ) آورده است ، كه مكّه و مدينه تقريبا در سطح يك دائرهء نصف النهار قرار گرفتهاند و تفاوت كمتر از ربع درجه است . و علامه ناصر خسرو علوى در سفر نامه گويد :
« مدينه شهرى است بر كنارهء صحرائى نهاده و آنجا قبله سوى جنوب افتاده است » و اين هر دو دانشمند نامور اسلامى به حق سخن گفتهاند و اطلسهاى متأخرين و معاصرين موافق و معاضد آناناند .
يكى از امورى كه ، پس از تعيين قبلهء مدينه به اعجاز رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ذكر آن اهميّت بسزا دارد تعيين وقت زوال ظهر به دستور آن حضرت است . در كتب فن ، براى تعيين وقت ظهر حقيقى ، طرق عديده ذكر شده است و ما در كتاب دروس معرفت وقت و قبله چند طريق را ، با اقامهء براهين هندسى ، ذكر كردهايم .
اكنون سخن ما اين است :
هر گاه خط زوال را ، كه آن را خط نصف النهار نيز گويند ، در افقى به يكى از طرق تحصيل آن به دست آورده باشيم چون شاخصى پهن مثلا تخته فلزى ، بر روى آن خط و در امتداد آن باستقامت نصب كنيم تا در سطح دايرهء نصف النهار ، يعنى در محاذات آن ، قرار گيرد ، ظل آن تخته فلز ، از وقت طلوع شمس تا هنگام رسيدنش به اين دايره در فوق الارض ، به جانب مغرب بود ؛ و چون شمس به اين دايره رسيد ، نه صفحهء جانب غربى آن تخته فلز را ظلّ بود و نه صفحهء جانب شرقى آن را ، بلكه خط ظلّى از او بر نفس خط زوال ، اعنى خط نصف النهار ، منطبق است يعنى ظلّ شاخص ، كه همان تخته فلز است ، بر روى خط زوال قرار مىگيرد . و چون شمس از دايره نصف النهار زايل گردد يعنى مايل گردد ، صفحهء جانب شرقى آن سايه افكند ؛ پس هنگام انعدام ظلّ از صفحهء جانب غربى شاخصى آنچنان ، اول ظهر حقيقى بود ؛ و اگر بر آن خط ديوارى بنا كنند ، حكم دو
انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 18
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٨