تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
علامه سيد عليخان ، در شرح كبير صمديه پس از عبارت مذكور ، گويد : فلا يجوز نداء المضمر مطلقا لا يقال « يا انا » و لا يا « ايّاىّ » و لا « يا اياه » اجماعا تا اينكه گويد : و قال شعبان فى الفيّته :
و لا تقل عند النداء يا هو * و ليس فى النحاة من رواه
پس در حديث مذكور ، « يا هو » حرف ندا بر سر ضمير در نيامده است ؛ بلكه « هو » اسمى از اسماء اللّه است كه مسمّاى آن هويت مطلقه و ذات اقدس است . چه اينكه جملهء شريف « يا هو يا من لا هو الا هو » سخن كسى است كه خود پدر نحو و صرف است ؛ چنان كه فرموده است : انا لامراء الكلام و فينا تنشبت عروقه و علينا تهدلت غصونه . « 1 » از اين تحقيق دانسته مىشود كه قول مرادى در تسهيل تا چه اندازه موهون است . شارح مذكور در همين مبحث گويد : قال المرادى فى شرح التسهيل و قول بعض الصوفية « يا هو » ليس جاريا على كلام العرب . بايد به مرادى گفت :
نهفته معنى نازك بسيست در خط يار * تو فهم آن نكنى اى اديب من دانم
اين هاء هويت مطلقه است كه يا هو يا من لا هو الّا هو ، انّا انزلناه فى ليلة القدر . و اين هويت مطلقه همان وجود منبسط است كه به تعبيرى مادهء ممكنات و رقّ منشور همه است و تعيّنات و ماهيّات صور آنهاست ؛ پس هاء انّا انزلناه كنايه از قرآن است ؛ و چون علمش عين ذات اوست ، پس انزال هويت مطلقه ، كه وجود اندر كمال خويش سارى است ، تعيّنها امور اعتبارى است ، فرود آمدنش است از اعلى مراتب وجود و اشمخ مقامات آن تا انحطاط به مرحلهء انزل آن بدون تجافى ؛ و در اين مرحله ، نزول آن به صورت صوت و قرآن و كتب و نقش است ، كه انا انزلناه قرآنا عربيّا ؛ و تعبير قرآن بر قرآن مرحله صوت و كتب مشعر به اين وجه لطيف است . و در حقيقت ، تمام مراتب آن ، از اشمخ و اعلاى آن تا به مرحلهء صوت و نقش و كتب ، تنزّلات عوالم و اطوار نور علم است و مطلقاً
لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
. « 2 »
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه خطبه 231 . ( 2 ) - 56 : 79 .