المادة « 1 » . و موضع چهارم در آخر فصل اول باب نهم كتاب نفس : الوهم عقل مضاف الى الحس الخ « 2 » .
قبل از ملا صدرا استادش ، ميرداماد ، در جذوهء يازدهم جذوات وهم را مدرك بر سبيل استقلال و انفراد ندانسته است ؛ يعنى آن را مرتبهء نازلهء عقل و عقل ساقط دانسته است . و عبارتش در جذوات اين است :
در كتاب نفس از علم طبيعى و در طبقات علم ما فوق الطبيعة به منصهء تبيين و ميقات تقرير رسيده و ما در كتاب تقويم الايمان بر جهت قصوى و نمط اقصى باذن اللّه سبحانه بيان كردهايم كه مراتب ادراكات انسانى از رهگذر حواسّ خمسهء جسدانى و حاسهء سادسهء عقلانى منحصر در چهار نوع است : احساس و تخيل و توهم و تعقل . اگرچه وهم بر سبيل استقلال و انفراد مدرك نيست يا آنكه رئيس حواس و والى مشاعر دماغيّة نيست ، بلكه به مشاركت خيال ادراك مىكند ؛ و از اين جهت مدركاتش ، كه معانى غير محسوسه است ، تخصص جزئيت و خصوصيت شخصيت مىيابد ؛ و بنابر ملاحظهء اين اعتبار ، شريك سالف ما در نمط ثالث اشارات تثليث قسمت كرده انواع ادراكات را سه شمرده است . الخ .
راقم گويد كه ما در كتاب عرفان و حكمت متعاليه به منصّه ثبوت رساندهايم كه مطالب عرشى و ثقيل كتاب شريف اسفار منقول از صحف كريمهء عرفانيّه است ، و جناب صدر المتألهين آنها را مبرهن فرموده است ؛ و ما مآخذ آنها را از صحف عرفانيه ، چون فتوحات مكيّه و فصوص الحكم و غيرهم ، در كتاب ياد شده ذكر كردهايم و در حواشى اسفار يادداشت نمودهايم ، و تحرير آن هنوز به پايان نرسيده است . مقصود اينكه از جمله مسائل همين مسألهء بودن و هم مرتبهء نازلهء عقل است ؛ كه علاوه بر اينكه جناب شيخ رئيس در اشارات قائل به تثليث اقسام شده است و در شفا هم تعبيرش آن بوده است كه به عرض رساندهايم ، علامه قيصرى ، در اواخر شرح فصّ آدمى فصوص الحكم ، فرمايد :
و من امعن النظر يعلم ان القوة الوهمية هى التى اذا قويت و تنورت تصير
هامش
( 1 ) - اسفار طبع 1 ، جلد 4 صفحه 59 .
( 2 ) - اسفار جلد ، 4 طبع 1 ، 118 .