احساس و تخيّل و توهّم و تعقّل است و بنابر مذهب تحقيق ، وهم مرتبهء نازله عقل است ؛ و به عبارت ديگر ، وهم عقل ساقط است . بنابراين ، حق در اقسام ادراك تثليث است نه تربيع . و ما اين مطلب شريف را ، در هزار و يك نكته ، نكتهاى قرار دادهايم ؛ و مآخذ لازم آن را از كتب معتبره ، كه اصول علمىاند ، ذكر نمودهايم . و اتيان آن را در اينجا سزاوار مىبينيم ، هر چند معترضهاى است كه اندكى از بحث فاصله مىگيريم ؛ و لكن نفاست آن جابر است و آن اينكه :
نكته « 1 » غرض ما در اين نكته اين است كه وهم مرتبهء نازلهء عقل است ؛ و به عبارت ديگر ، وهم عقل ساقط است . بدانكه مشاء انواع ادراك را چهار نوع دانسته ، و شيخ در فصل دوم مقالهء دوم نفس شفا « 2 » بتفصيل عنوان كرده است ، و از انواع تعبير به اصناف فرموده است ؛ بدين عبارت : « الفصل الثانى فى تحقيق اصناف الإدراكات التى لنا . . . » فتدبر .
و عجب اينكه در فصل هشتم نمط سوم اشارات ، تثليث در اقسام ادراك فرموده است ، و آن را به عنوان تنبيه ذكر كرده است كه تنبيه الشى قد يكون محسوسا عند ما يشاهد الخ . و محقق خواجه نصير الدين ، در شرح آن ، در بيان انواع ادراك چهارگانه ، داد سخن را داده است و چنين آغاز فرموده است : لمّا فرغ من بيان معنى الادراك اراد ان ينبه على انواعه و مراتبها ، و انواع الادراك اربعة احساس و تخيّل و توهم و تعقل ، فالاحساس ادراك الشى الخ .
در كلام شيخ كه متن است به تثليث اقسام ادراك و شرح خواجه به تربيع آن تأمل لازم است ، بخصوص كه در شفا تعبير به اصناف نموده است و در اشارات تثليث را معنون به « تنبيه » كرده است .
و صدر المتألهين مطابق اصل اصيل تثليث ، كه عوالم را سه قسم مىداند ، انواع ادراك را نيز سه قسم مىداند ، و وهم را عقل ساقط مىداند . و اين مطلب اسنى و اسمى را در چند جاى كتاب شريف اسفار ، كه امّ الكتاب مؤلفات اوست ،
هامش
( 1 ) - نكته در اينكه وهم عقل ساقط است نه بر سبيل استقلال قوهء مدركه باشد .
( 2 ) - شفا طبع 1 ، جلد 1 صفحهء 295 .