تعبير به تجسّم اعمال در جوامع روايى خاصّه و عامّه نديدم ؛ و ظاهرا اين تعبير را از حاصل مضمون روايات ، كه در تمثّل ملكات نفسانى وارده شده است ، اتخاذ كردهاند . و حقيقت آن تمثّل است در حديث حبّه عرنى ، امير المؤمنين عليه السّلام به حبّه مىفرمايد : لو كشف لك لرايتهم حلقا حلقا محتبين يتحادثون . و حبّه گفت :
فقلت اجسام ام ارواح . فقال عليه السّلام : ارواح . الحديث . و حديث در « باب ارواح جنائز » « 1 » كافى چاپ نامبرده ، مذكور است .
و نيز در اواخر كتاب « جنائز » كافى ، از امام صادق عليه السّلام روايت است كه ان الارواح فى صفة الاجساد . الخ . و در حديث يونس بن ظيبان ، كه در كافى و تهذيب ، روايت شده ، امام صادق عليه السّلام فرمود : يا يونس ، المؤمن اذا قبضه اللّه تعالى صير روحه فى قالب كقالبه فى الدنيا فيأكلون و يشربون ، فاذا قدم عليه القادم عرفه بتلك الصورة التّى كانت فى الدنيا .
ميبدى شارح ديوان منسوب به امير عليه السّلام در فواتح گويد كه اين جسد مثالى را بدن مكتسب گويند ؛ و در بيان اثبات اين جسد مثالى برزخى ، گويد : ابو جعفر طوسى در تهذيب الاحكام از يونس بن ظبيان نقل كند الخ و همهء حديث نامبرده را نقل كرده است .
غرض اينكه چون آن بدن جسم نباشد و ارواح در صفت اجسادى چون قالب دنياوى باشند ، جسم بودن اعمال قائم به روح معنى ندارد جز اينكه گوييم تمثّل را تعبير به تجسّم كردهاند و حقيقت تجسّم همان تمثّل است ، چنان كه مراد از تجسّم اعراض تمثّل صفات اعمال است .
شواهد از آيات و اخبار و گفتار اساطين و محققين علما در اين كه تمثّل يك نحو ادراك است بسيار است و ما بدانچه تحقيق كردهايم اكتفا مىكنيم ، و بعد از وضوح حق و سطوع مطلب احتياج به اطالهء كلام نيست .
پس ملائكه را ذاتى حقيقى است كه وجود انفسى آنهاست ؛ و آنان را به قياس با آدميان ، ذاتى است كه وجود اضافى آنها نسبت به آدميان است كه وجود
هامش
( 1 ) - صفحه 67 و 66 .