تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩

تجلّيات اسمائى و غايت حركت وجودى و ايجادى

تجلّيات كه همان ظهورات است در لسان قرآن مجيد و روايات اهل عصمت و وحى كه در حقيقت مرتبهء نازلهء قرآن و به مثابت بدن آن ، و قرآن اصل و روح آنها است ، تعبير به يوم شده است .
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
« 1 » . اين تجلّيات و ظهورات ، انفطار موجودات از ذات واجب تعالى و اشتقاق اين كلمات وجوديه از مصدرشان كه وجود واجب است مىباشد ، و همگى قائم به اويند به نحو قيام فعل به فاعل و معلول به علّت و فرع به اصل ، كما يقال : انفطر النور من الشجر . اسماى الهى معرف صفات جمالى و جلالى ذات اقدس حق‌اند و اين اسماء به اعتبار جامعيت ، بعضى را بر بعضى فضل و مزيت و مرتبت است تا منتهى مىشوند به كلمهء مباركهء جلاله اللّه كه اسم اعظم و كعبهء جميع اسماء است كه همه در حول او طائف‌اند ، همچنين مظهر اسم اعظم و تجلّى اتمّ آن انسان كامل كعبه همه است و فردى از او شايسته‌تر نيست و در حقيقت اسم اعظم الهى است ، آن مظهر اتم و كعبهء كل اسم اعظم الهى در زمان غيبت خاتم اولياء قائم آل محمّد مهدى موعود حجّة بن الحسن العسكرى عليهما السّلام است ، و ديگر اوتاد و ابدال كمّل و آحاد و افراد غير كمّل به فراخور حظّ و نصيبشان از تحقق به اسماى حسنى و صفات علياى الهيه به آن مركز دائرهء كمال ، قرب معنوى انسانى دارند ، چنان كه در اين رساله به امداد ممدّ و مفيض على الإطلاق و به توجّهات اولياى حق و استمداد از آن ارواح قدسيه كالشمس فى السماء الصاحية به ظهور خواهد رسيد . مطلب اهم از آن اتصاف و تخلق انسان به حقائق اسما است كه دارايى واقعى انسان اين اتصاف و تخلق است و سعادت حقيقى اين است ، حافظ گويد :
هامش
( 1 ) رحمن / 31 .