تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
مرا تا جان بود در تن بكوشم * مگر از جام او يك جرعه نوشم
اين يك جرعه از درياها فزون‌تر است . آگاهى به لغات اقوام و السنهء آنان هر چند فضل است ولى آنچه كه منشأ آثار وجودى و موجب قدرت و قوت نفس ناطقهء انسانى و سبب قرب او به جمال و جلال مطلق مىشود ، مظهر اسماء شدن آن است كه حقائق وجوديهء آنها صفات و ملكات نفس گردند و گرنه :
گر انگشت سليمانى نباشد * چه خاصيت دهد نقش نگينى
اگر تعليم اسماء در كريمه
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 1 » تعليم الفاظ و لغات باشد چگونه موجب تفاخر آدم و اعتلاى وى بر ملائكه خواهد بود ، انسانى كه به لغت بيگانه آگاهى يافته است فوقش اين است كه از اين حيث به پايه يك راعى عامى اهل آن لغت رسيده باشد ، و يا شايد اين حدّ هم صورت نپذيرد . لذا امين الاسلام طبرسى در تفسير شريف مجمع در تفسير كريمهء
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
فرمود : اى علّمه معانى الاسماء اذ الاسم بلا معان لا فائدة فيها و لا وجه لاشارة الفضيلة بها تا اين كه گويد : و قد روى عن الصادق عليه السّلام انّه سئل من هذه الإية ، فقال : الارضين و الجبال و الشعاب و الاودية . ثم نظر الى بساط تحته فقال : و هذا البساط ممّا علمه . از بيانى كه در اسم و مسمّى تقديم شد استنتاج مىگردد كه اين تجليات و ظهورات انفطار موجودات از ذات واجب تعالى و اشتقاق اين كلمات وجوديه از مصدرشان كه وجود واجب است مىباشد و همگى قائم به اويند بنحو قيام فعل به فاعل و معلول به علّت و فرع به اصل كما يقال انفطر النور من الشجر ، حديث شريف اشتقاق در اين مقام چقدر شيرين سخن است :
هامش
( 1 ) بقره / 32 .