تعريف اسم و توقيفيت و اشتقاق آن
مطلب مهم در اين مقام ، معرفت به معنى اسم در اصطلاح اهل تحقيق اعنى اهل معرفت و ولايت است كه همان اسم در لسان كتاب و سنّت است در بيان آن گوييم :
بر مبناى قويم وحدت شخصى وجود ، محض وجود بحت به حيثى كه از ممازجت غير و از مخالطت سوى ، مبرّى باشد از آن به غيب هويّت و لا تعيّن تعبير مىكنند ؛ و حضرت اطلاق ذاتى نيز گويند كه مجال هيچ وجه اعتبارات حتى همين اعتبار عدم اعتبار نيز در آن نيست ، و مشوب به هيچگونه لواحق اعتبارى نمىباشد و اصلا تركيب و كثرت در آن راه ندارد و اين مقام لا اسم و لا رسم است ، زيرا كه اسم ذات مأخوذ با صفتى و نعتى است يعنى متن ذات و عين آن به اعتبار معنايى از معانى - خواه آن معانى وجوديه باشند و خواه عدميّه - اخذ شود ، آن معنى را صفت و نعت مىگويند .
و إن شئت قلت :
ذات با اعتبار تجلىاى از تجلياتش اسم است چون رحمن و رحيم و راحم و عليم و عالم و قاهر و قهار كه عين ذات مأخوذ به صفت رحمت و علم و قهر است ، و اسماى ملفوظه متداوله ، اسماى اين اسماى عينىاند . فرق دو تعبير اين است كه اول چون حقيقت وجود مأخوذ به تعينى از تعيّنات صفات كماليه او است اسم ذاتى است ، و دومى كه ذات باعتبار تجلى خاصى از تجليات الهيه اخذ شده است اسم فعلى است كه تفصيل آن خواهد آمد . از اين بيان مذكور در تعريف اسم ، مراد رواياتى كه از اهل بيت عصمت وارد شده است كه اسم غير مسمّى است ، و نيز مراد اهل تحقيق در صحف عرفانيه كه اسم عين مسمى است ، معلوم مىگردد كه هم غير صحيح است و هم عين صحيح است عارف جندى در رسالهاش گويد :