و بدين عبارت كه شيخ فرمود كه ما يكون له وجود من خارج محل الهمّة ، احتراز حاصل شد از اصحاب علم سيميا و شعبده ، چه ايشان نيز اظهار مىكنند صورى را كه خارج است از خيالات ايشان ، اما از محل همت كه خيال است بيرون نيست چه ظهور آن صور در خيالات حاضرانست به تصرف اهل سيميا در وى .
و از عارف متمكن در تصرف اگر چه در شهادت و غيب صور موجودات عينيه و صور روحانيه به ظهور آيد ، بايد كه اسناد خلق به مخلوق نكنى بلكه به تحقيق بشناسى كه خالق على الحقيقه حق است در مقام تفصيلى خويش چنان كه در مقام جمعى خالق اوست .
نسبت فعل و اقتدار به ما * هم از آن روى بود كو ما شد
و لكن همواره همت عارف محافظ آن مخلوق است « 1 » و بر همت او گران نمىآيد حفظش ، پس هرگاه كه عارف غافل شود از حفظ مخلوقش ، منعدم گردد آن مخلوق از براى انعدام مخلوق به انعدام علتش مگر كه عارف ضبط كرده باشد جميع حضرات را اعنى حضرات خمسهء كليه كه عالم معانى و اعيان ثابته است ، و عالم ارواح ، و عالم مثال ، و عالم شهادت ، و عالم انسان كامل كه جامع جميع اين عوالم است . و مىشايد كه مراد از حضرات ، حضرات علويه سماويه و سفليه ارضيه باشد و غير آن از عناصر .
و طريان غفلت بر عارف مطلقا متصور نيست بلكه از حضور او در حضرتى چاره نيست . پس اگر عارف به همت خويش خلق كند و او را احاطهء حضرات باشد ظاهر شود آن مخلوق بر صورت خويش در هر حضرتى ، و صور بعضى
هامش
( 1 ) خوارزمى چنين ترجمه كرده است : و لكن زائل نمىشود همت عارف از محافظت آن مخلوق . و لكن ما صواب اين دانستهايم كه لا تزال به معنى همواره و هميشه است لذا در عبارت تصرف كردهايم ما اين كتاب اعنى شرح خوارزمى را يك دوره كامل به تفصيلى كه در آن گفتهايم تصحيح كردهايم كه در دست طبع است و اين كار ما به حمد اللّه يكى از آثار علمى خيلى مغتنم و گرانقدر است . ( مؤلف ) .