تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
خلاصه گفتارش اين است كه هريك از قواى جسمانى بر اثر تكرار افعالش خسته و ناتوان مىشود ، و چه‌بسا كه تباه و نابود مىگردد و لكن قوهء عاقله به عكس آنها از تكرار افعالش ، نيرو و گنجايش و انبساط و دريافتش بيشتر و فزون‌تر مىگردد ، پس اين قوه از قواى جسمانى نيست و گرنه با حكم آنها انباز بود ، و چون جسمانى نيست مجرد است و اين همان قوه‌ايست كه او را نفس ناطقه گوييم . و لكن حق اين است كه كلام كامل امير المؤمنين دال است كه نفس را فوق تجرد است ، نه اينكه فقط مجرد است ، چه به براهين قطعيه ثابت شده است كه انسان هويت واحده ذات مراتب است ، از مرتبهء طبع گرفته تا مرتبهء فوق طور تجرد عقلى ، و او را در هر مرتبه احكامى خاص مربوط به همان مرتبه است ، در مقام طبع روح متجسم است به اين معنى لطيف و شريف كه بدن مرتبهء نازلهء حقيقت انسان است ، و در مرتبهء فوق آن كه مرتبه خيال و مثال متصل است ، تجرد برزخى دارد ، و بسيارى از ادلهء تجرد نفس ناظر به اين مرتبه است مثل ادله‌اى كه مرحوم آخوند در فصل ششم طرف دوم مسلك خامس اسفار به اين عنوان مىفرمايد : فصل فى ان المدرك للصور المتخيلة ايضا لا بدّ ان يكون مجردا عن هذا العالم « 1 » و در مرتبهء عقل ، تجرد عقلى دارد كه كثيرى از ادلهء تجرد نفس ناظر به اين مرتبه است مثل ادله‌اى كه جناب آخوند در باب ششم نفس اسفار به اين عنوان مىفرمايد : الباب السادس فى بيان تجرد النفس الناطقة الانسانية تجردا تاما عقليا ، الخ « 2 » . و قيد تام عقلى هم براى خارج نمودن تجرد خيالى است كه مجرد هست ولى تام نيست ، و هم براى خارج نمودن تجرد فوق تام عقلى كه علاوه بر تام بودن اتمّ است كه نفس انسانى حديقف ندارد و كلام امير المؤمنين صلوات
هامش
( 1 ) ج 1 ، ص 316 ، ط 1 . ( 2 ) اسفار ، ط 1 ، ج 4 ، ص 63 .