باب يازدهم
انسان كامل صاحب مرتبهء قلب است
( يا ) و اين چنين انسان صاحب رتبهء قلب است : ان هذه القلوب أوعيهء ، فخيرها أوعاها « 1 » .
هرچند كه در پيش دانسته شد كه صاحب مرتبهء قلب در مشهد عارفان همان مرتبهء عقل مستفاد به منظر حكيمان است ، ليكن از جهت اهميت شأن قلب گوييم :
قلب ، مقام ظهور و بروز معارف حقه الهيه به تفصيل است . ولى اللّه اعظم امير عليه السّلام فرمود :
اللهم نوّر ظاهرى بطاعتك ، و باطنى بمحبتك ، و قلبى بمعرفتك ، و روحى بمشاهدتك ، و سرّى باستقلال اتّصال حضرتك ، يا ذا الجلال و الاكرام .
تعريف قلب و وجه تسميه آن
ظاهر و باطن و قلب و روح و سرّ از مراتب نفس ناطقه انسانىاند كه يك حقيقت ممتد از خلق تا امر است ، در مرتبهء قلب معانى كلى و جزئى مشاهده مىگردد ، عارف اين مرتبه را قلب گويد و حكيم عقل مستفاد .
جميع قواى روحانى و جسمانى از قلب منشعب مىشوند و از اين جهت قلب است كه يك آن قرار ندارد ، و پيوسته در تقلب است ، و همواره در قبض و بسط
هامش
( 1 ) نهج البلاغه .