تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
الفضيلة النظرية ، و من اجتمعت له معها الحكمة النظرية فقد سعد و من فاز مع ذلك بالخواص النبوية كاد أن يصير ربّا انسانيا و كاد أن تحلّ عبادته بعد اللّه تعالى و هو سلطان العالم الارضى و خليفة اللّه فيه . غرض اين كه اشرف موجودات و اعظم مخلوقات به حسب نوع انسان است ، و به حسب شخص فرد كامل آن است كه كمال عالم كونى و غايت حركت وجوديه و ايجاديه است . راقم گويد : يا بايد به پندار سوفسطايى بود كه منكر حقيقت و واقعيت است ، و بر خردمند پوشيده نيست كه اين سخن سخت سست است
وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ
« 1 » دربارهء او نيك درست ، و ادله در رد پندارشان بسيار . و يا بايد گفت واقع و نفس الامر هست ولى آنچه كه هست ماده و طبيعت است و موجودى فوق طبيعت نيست ، بديهى است كه رأى اين قايل هم بغايت فايل است و براهين تجرد نفس ناطقه و علم و معطى علم كه مخرج نفوس از نقص بكمال است و اينكه وعاى علم ، موجودى غير مادى است و وحدت صنع و و و ، هر يك پتكى بر فرق رأى خاكى مادى است . و يا بايد گفت موجود منحصر به طبيعت نيست و ما فوق طبيعت كه از آن به اعتباراتى تعبير به ماوراى طبيعت و ما قبل طبيعت نيز مىگردد موجود است ، و وحدت صنع مثلا دالّ بر وحدت صانع است و عالم را مبدأ است ولى معاد نيست به اين معنى كه خلقت بدون غرض است و اين كارخانهء عظيم و بى نهايت و حيرت‌آور هستى كه يكپارچه حيات و علم و اراده و قدرت و ديگر اوصاف جمالى و جلالى است عبث است ، البته شواهد برهان بر ردّ اين گونه اساطير بسيار است .
هامش
( 1 ) عنكبوت / 41 .
انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 146 | حسن حسن زاده آملى