نكرد ، ورود و دخولش در ادنى درجهء نباتيه متصور نيست . و همچنين از نباتيه به حيوانيه ، و از حيوانيه به حيوانيه انسانيه ، سپس الى ماشاء اللّه . و از اين سخن ، سرّ اينكه انسان كامل ختمى ، غايت در نظام كلى اعلى و جامع همهء حقائق عالميه است ظاهر مىگردد
لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ . . .
« 1 » .
طفره مطلقا محال است
و علت استيفاى مذكور اين است كه طفره مطلقا چه در ماديات و چه در معنويات محال است . شىء تا از حدود جسميه و جماديه و نباتيه نگذشت به نخستين درجات عقليه نمىرسد . نقل از وجود مادى تا به وجود عقلى اوّلا نقل به عالم حس و پس از آن نقل به عالم خيال و پس از آن انتقال به عالم عقل است . محال است كه نفس از عقل هيولانى به عقل بالفعل برسد بدون اينكه پيش از وصول عقل بالفعل از عقل بالملكه گذشته باشد ، و يا از عقل بالملكه به عقل مستفاد برسد و در اثناى سلوك استكمالىاش مرحله عقل بالفعل را طى نكند ، يا تند يا كند .
سبحان اللّه قوهء منطبعه در سلاله طين به تجدد امثال و حركت جوهرى باذن اللّه تعالى امام مبين گردد ، و نقطهاى به نام نطفه بزرگترين كتاب الهى و لوح محفوظ جميع حقايق اسما و صفات شود ، و حبّهاى بدان خردى شجرهء طيّبهء طوبايى اين چنين كه فروع او عوالم مادى و معنوى را فرا رسد ،
نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ
« 2 » ،
أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ
« 3 » .
هامش
( 1 ) سبأ / 3 .
( 2 ) بقره / 223 .
( 3 ) واقعه / 63 .