تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
و در صفت نقره گويد : نقره زر است امّا پايندگى آن چندان نيست كه از آن زر ، و زود به داروها سوخته و ناچيز گردد ، و در زمين به روزگار دراز خاكستر شود . اين بود كلام خواجه از كتاب ياد شده ، و غرضم از نقل آن اين است كه كيمياگر به علم و صنعت خود نقره را زر خالص مىگرداند كه نقره ناپايدار زر پايدار مىگردد . اگر انسان كامل كيمياكار بلكه به علم كيميا آفرينش بدن عنصريش را قرنها پاينده و پايدار بدارد چه منعى متصور است ؟ مرحوم حاج زين العابدين شيروانى در كتاب شريف بستان السياحة در ذكر آن جناب گويد : حضرت واهب العطايا آن حضرت را مانند يحيى عليه السّلام در حالت طفوليت حكمت عطا فرمود ، و در صغر سنّ امام انام گردانيد . و بسان عيسى بن مريم عليهما السّلام در وقت صباوت به مرتبهء ارجمند رسانيد . عجب است از اشخاصى كه قائل‌اند بر اين كه خواجه خضر و الياس از انبياء ، و شيطان و دجّال از اعداء در قيد حياتند ، و انكار دارند وجود ذى جود صاحب الزمان را ، و حال آنكه آن حضرت افضل است از انبياء سلف ، و اوست ولد صاحب نبوّت مطلقه و ولايت كليه . عجب‌تر آن‌كه بعضى از متصوفه كه خود را از اهل دانش شمارند و از ارباب بينش پندارند قائلند بر اين كه در ملك هندوستان در ميان برهمنان و جوكيان مرتاضان و رياضت‌كشان مىباشند كه به سبب حبس نفس و قلّت اكل چند هزار سال عمر كرده و مىكنند ، با وجود اين منكر وجود آن حضرت‌اند . فقير گويد : انكار وجود آن حضرت در حقيقت انكار قدرت بارى تعالى است منّت خداى را كه فقير را همچنان آفتاب روشن كه كيمياگر از اجزاى متفرقه اكسيرى ساخته بر نقره طرح مىكند و آن نقره را طلاى احمر مىسازد و حال آنكه نقره در اندك زمان پوسيده و نابود مىشود و طلا بر عكس آن چند هزار سال بر يك منوال است و نابود نمىشود ، پس اگر ولىّ خدا مانند آن كيمياگر از
انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 125 | حسن حسن زاده آملى