اكسير التفات خويش بدن خود را همرنگ روح گرداند و باقى و دائم سازد بعيد نخواهد بود . آنان كه منكر وجود آن حضرتند و لفظ مهدى و صاحب الزمان را تأويل مىكنند از كوردلى ايشان است و الّا به اندك شعورى چه جاى انكار است ، و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم « 1 » .
اين بود كلام محققانهء مرحوم شيروانى در بستان السياحة كه به عنوان مزيد بصيرت نقل آن را مغتنم دانستهايم .
علاوه اينكه اعاجيب تأثيرات تكوينى نفس از حبس دم و ديگر رياضات و مجاهدات حتى از طوائفى با وجود كفر آنان از حدّ عدّ و احصا خارج است و بسيارى از آنها در زبر مربوطه مسطور است ، تا چه رسد در خواص نفسى كه قدسى ، و عقل فعال مصادف وجود طبيعى است . و تا حدّى در دم و وهم و غير آنها كه مرتاضان را است در باب سى و نهم كتاب غاية المراد فى وفق الاعداد كه از اصول و امّهات كتب علم شريف اوفاق است ، عنوان شده است كه موجب اعجاب آدمى است و ما از جهت خوف اطناب از عنوان آن اعراض كردهايم .
اثر كيميا و موميا و نفس انسان كامل
از كيميا بگفتيم از موميا بگوييم : كيميا فلز را از جنسى به جنسى تبديل مىكند و به او عمر بسيار دراز مىبخشد ، امّا موميا حبوبات و اجساد مرده را از فساد حفظ مىكند . موميا چيزى شبيه به قير بلكه قير به كمال نهايى رسيده است و آن كلمه يونانى به معنى حافظ الاجساد است به فارسى موميايى گويند و به عربى عرق الجبال چون از درزها و شكافهاى بعضى جبال از قبيل كوه داراب از توابع فارس و اصطهبانات و نواحى آن بيرون مىآيد كه گويا عرق كوه است كه از بدن او
هامش
( 1 ) بستان السياحه ، چاپ سنگى ، ص 539 .