ديرينه است .
به مثل كسى در كنار نهر آب تندرو عكس خود را در زمان ممتدّ ، ثابت و قارّ مىبيند و حال اين كه عكس از انعكاس نور بصر در آب است و آب قرار ندارد و دمبدم عكس جديدى مثل سابق احداث مىشود .
هر نفس نو مىشود دنيا و ما * بىخبر از نو شدن اندر بقا
اين درازى مدّت از تيزى صنع * مىنمايد سرعتانگيزى صنع
پس انسان ثابت سيّال است . سيّال است در طبيعت ، و ثابت است در گوهر روح كه مغتذى به صور نوريه مجرده حقائق علميه است ،
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ
« 1 » انسان من حيث هو انسان طعام او غذاى مسانخ اوست باقر علوم نبيين به زيد شحام در تفسير طعام فرمود : علمه الذى يأخذه عمّن يأخذه .
غذاء با همه اختلاف انواع و ضروب آن ، مظهر صفت بقاء و از سدنه اسم قيّوم و با مغتذى مسانخ است و تغذّى حبّ دوام ظهور اسم ظاهر و احكام آن است .
حقائق علميه صور فعليهاند كه به كمال رسيدهاند و حركت در آنها راه ندارد و گرنه بايد بالقوه باشند و لازم آيد كه هيچ صورت علميهاى متحقّق نباشد و به فعليت نرسيده باشد پس علم و وعاى علم مجرد و منزّه از ماده و احكام آنند .
و چون انسان ثابت سيّال است ، هم براهين تجرد نفس در وى بر قوّت خود باقى است ، و هم ادلّهء حركت جوهر طبيعت صورت جسمانيه .
نتيجه بحث اين كه : علم و عمل عرض نيستند بلكه دو گوهر انسان سازند و نفس انسانى به پذيرفتن علم و عمل توسع و اشتداد وجودى پيدا مىكند و گوهرى نورانى مىگردد . علم سازنده و مشخّص روح انسانى ، و عمل سازنده و مشخص بدن انسانى ، در نشئات أخروى است . و انسان را بدنهاى در طول هم به
هامش
( 1 ) عبس / 24 .