تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
يتزاورون فى الجنّة و كأنى أسمع عواء أهل النار فى النار . و اين واقعه در مثنوى عارف رومى به زيد بن حارثه اسناد داده شده آنجا كه در اواخر دفتر اول گويد :
گفت پيغمبر صباحى زيد را * كيف اصبحت اى رفيق با صفا
در علم حروف برخى از آنها را اسم اعظم دانسته‌اند و از علّامه شيخ بهائى منقول است كه :
اى كه هستى طالب اسرار و رمز غامضات * اسمى از اسماى اعظم با تو گويم گوش دار
كه ناظر به اوتاد بدوح است چه اجهزط و ازواج آن را در جداول اوفاق اسرار پر فتوح و در عداد سرّ مقنع‌اند و دروس اوفاقى ما مستوفى در آن وافى و موفى است . و نيز در « ادذرزولا » در باب هفتاد و سوم « فتوحات مكيه » از سؤال صد و سى و يك تا سؤال صد و چهل و سه از صد و پنجاه و پنج سؤال حكيم محمّد بن على ترمذى و جواب آنها ، از اسم اعظم سخن رفت . اسماى الهى گاهى به « هو » منتهى مىشود ، و گاهى به « ذو الجلال و الاكرام » ، و گاهى به « اللّه » و « تبارك و تعالى » ، و گاهى به « هو الاوّل و الآخر و الظّاهر و الباطن » اولى در حديث ياد شده خضر ، دومى در سورهء الرحمن ، سوم در اول سورهء حديد . و گاهى به ائمهء سبعه : الحىّ العالم المريد القادر السميع البصير المتكلّم ، و و گاهى به تسعة و تسعين كه از فريقين به صور عديده مأثور است : أنّ للّه تسعة و تسعين اسما مائة الا واحدا من أحصاها دخل الجنّة . و گاهى به هزار ، و هزار و يك چون جوشن كبير و غير آن . و گاهى به چهار هزار كما روى عن