تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢

باب سوم

انسان كامل قطب زمان است

( ج ) و اين چنين انسان قطب زمان است : إن محلّى منها محلّ القطب من الرّحى « 1 » لذا تعدد آن در زمان واحد صورت‌پذير نيست . رحى بر قطب دور مىزند و بر آن استوار و بدان پايدار است ، همچنين خلافت الهيه قائم به انسان كامل است كه قطب عالم امكان است ، و گرنه خلافت الهيه نيست .

تعدد در قطب راه ندارد

مقام قطب همان مرتبت امامت و مقام خلافت است كه نه تعدد در آن راه دارد و نه انقسام به ظاهر و باطن و نه شقوق اعلم و اعقل و غيرها . انقسام خلافت به ظاهر و باطن حق سكوتى است كه اوهام موهون را بدين قسمت ضيرى اقناع و ارضاء مىنمايند . به بسط كريمهء :
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا
امام در هر عصر بيش از يك شخص ممكن نيست و آن خليفة اللّه و قطب است و كلمهء خليفه به لفظ واحد در كريمهء
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
اشاره به وجوب وحدت خليفه در هر عصر است . در مقام چهارم سرّ العالمين منسوب به غزالى بدين سرّ تفوّه شده است كه :
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء شقشقيه .