تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
شوند ، و خودش با جمعى كنار خانهء كعبه آمد تا دعا كند و يارى طلبد ، دست در حلقهء درِ خانهء كعبه كرد و اشعار معروفش را خواند :
لا هُمَّ إِنَّ الْمَرْءَ يَمْنَعُ رَحْلَهُ فَامْنَعْ رِحالَكَ * لا يَغْلِبَنَّ صَلِيبُهُمْ وَ مِحالُهُمْ أَبَداً مِحَالك ! جَرُّوا جَمِيْعَ بِلادِهِمْ وَ الْفِيْلَ كَىْ يَسْبُوا عِيالَكَ * لا هُمَّ إِنَّ الْمَرْءَ يَمْنَعُ رَحْلَهُ فَامْنَعْ عِيْالَكَ وَ انْصُرْ عَلىْ آلِ الصَّلِيْبِ وَ عابِدِيْهِ الْيَوْمَ آلَكَ : « 1 »
« خداوندا ! هر كس از خانهء خود دفاع مىكند ، تو خانه‌ات را حفظ كن » ! « هرگز مباد روزى كه صليب آنها و قدرتشان بر نيروهاى تو غلبه كنند » . « آنها تمام نيروهاى بلاد خويش و فيل را با خود آورده‌اند تا ساكنان حرم تو را اسير كنند » . « خداوندا ! هر كس از خانوادهء خويش دفاع مىكند ، تو نيز از ساكنان حرم امنت دفاع كن » . « و امروز ساكنان اين حرم را بر آل صليب و عبادت كنندگانش يارى فرما » . سپس « عبدالمطلب » به يكى از دره‌هاى اطراف « مكّه » آمد و در آنجا با جمعى از « قريش » پناه گرفت ، و به يكى از فرزندانش دستور داد : بالاى كوه « ابو قبيس » برود ، ببيند چه خبر مىشود . فرزندش به سرعت نزد پدر آمده ، گفت : پدر ! ابرى سياه از ناحيهء دريا ( درياى احمر ) به چشم مىخورد كه به سوى سرزمين ما مىآيد ، « عبدالمطلب » خرسند شد ، صدا زد : يا مَعْشَرَ قُرَيْشٍ ! أُدْخُلُوا مَنازِلَكُمْ فَقَدْ أَتاكُمُ اللَّهُ بِالنَّصْرِ مِنْ عِنْدِهِ : « اى جمعيت قريش ! به منزل‌هاى خود بازگرديد كه نصرت الهى به سراغ شما آمد » اين از يكسو .
هامش
( 1 ) مورخان و مفسران ، اشعار فوق را مختلف آورده‌اند ، آنچه در بالا آمد خلاصه‌اى است از تركيبى از نقل‌هاى مختلف .
شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 515 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي