« نجاشى » سپاهى عظيم بالغ بر هفتاد هزار نفر به فرماندهى شخصى به نام « ارياط » روانهء « يمن » كرد ، « ابرهه » نيز يكى از فرماندهان اين سپاه بود .
« ذونواس » شكست خورد ، و « ارياط » حكمران « يمن » شد ، بعد از مدتى ، « ابرهه » بر ضد او قيام كرد ، او را از بين برد و بر جاى او نشست .
خبر اين ماجرا به « نجاشى » رسيد ، تصميم گرفت « ابرهه » را سركوب كند ، « ابرهه » براى نجات خود ، موهاى سر را تراشيد ، و با مقدارى از خاك « يمن » به نشانهء تسليم كامل نزد « نجاشى » فرستاده ، و بدين وسيله اعلام وفادارى كرد .
« نجاشى » چون چنين ديد ، او را بخشيد و در پست خود ابقا نمود .
در اين هنگام ، « ابرهه » براى اثبات خوش خدمتى ، كليساى بسيار زيبا و مهمى بنا كرد كه مانند آن در آن زمان در كرهء زمين وجود نداشت ، و به دنبال آن تصميم گرفت مردم « جزيرهء عربستان » را به جاى « كعبه » به سوى آن فرا خواند ، و تصميم گرفت :
آنجا را كانون حج عرب سازد ، و مركزيت مهم « مكّه » را به آنجا منتقل كند .
براى همين منظور ، مبلغان بسيارى به اطراف ، و در ميان قبائل عرب و سرزمين « حجاز » فرستاد ، اعراب كه سخت به « مكّه » و « كعبه » علاقه داشتند و آن را از آثار بزرگ « ابراهيم » خليل مىدانستند ، احساس خطر كردند .
طبق بعضى از روايات ، گروهى آمدند و مخفيانه « كليسا » را آتش زدند ، و طبق نقل ديگرى ، بعضى آن را مخفيانه آلوده و ملوث ساختند ، و به اين ترتيب در برابر اين دعوت بزرگ ، عكس العمل شديد نشان دادند و معبد « ابرهه » را بى اعتبار كردند .
« ابرهه » سخت خشمگين شد ، و تصميم گرفت خانهء « كعبه » را به كلى ويران سازد ، تا هم انتقام گرفته باشد ، و هم عرب را متوجه معبد جديد كند ، با لشگر عظيمى كه بعضى از سوارانش از « فيل » استفاده مىكردند عازم « مكّه » شد .
هنگامى كه نزديك « مكّه » رسيد كسانى را فرستاد تا شتران و اموال اهل « مكّه » را به غارت آورند ، و در اين ميان ، دويست شتر از « عبدالمطلب » غارت شد .
شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 513
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥١٣