( 1 ) أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفيلِ ( 2 ) أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ في تَضْليلٍ ( 3 ) وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ ( 4 ) تَرْميهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ ( 5 ) فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ
آيا نديدى پروردگارت با فيل سواران ( لشگر ابرهه كه براى نابودى كعبه آمده بودند ) چه كرد ؟ !
آيا نقشهء آنها را در ضلالت و تباهى قرار نداد ؟ !
و بر سر آنها پرندگانى را گروه گروه فرستاد .
كه با سنگهاى كوچكى آنان را هدف قرار مىدادند .
سرانجام آنها را همچون كاه خورده شده ( و متلاشى ) قرار داد !
شأن نزول :
مگر داستان اصحاب فيل را نشنيدهاى ؟ !
در حديثى از امام على بن الحسين عليه السلام مىخوانيم : « ابوطالب همواره با شمشيرش از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله دفاع مىكرد تا آنجا كه مىفرمايد : ( روزى ) « ابوطالب » عرض كرد : فرزند برادر ! آيا تو مبعوث به همهء مردم شدهاى ، يا تنها به قوم خودت ؟
پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : نه ، مبعوث به جميع انسانها شدهام ، از سفيد و سياه ، عربى و عجمى ، سوگند به كسى كه جانم در دست او است ، كه من همهء انسانهاى سفيد پوست و سياه پوست را به اين آئين دعوت مىكنم ، و تمام كسانى را كه بر قلهء كوهها و درياها هستند به اين آئين فرا مىخوانم ، و من تمام كسانى كه به زبانهاى فارسى و رومى سخن مىگويند را به سوى هدايت دعوت مىكنم .
هنگامى كه اين سخن به گوش قريش رسيد ، در حيرت فرو رفتند و گفتند : آيا گوش به سخنان فرزند برادرت نمىدهى كه چه مىگويد ؟
به خدا سوگند اگر مردم فارس و روم اين سخنان را بشنوند ، ما را از سرزمينمان