شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتّى ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لايَعْقِلُونَ
آيا منافقان را نديدى كه پيوسته به برادران كفارشان از اهل كتاب مىگفتند : « هرگاه شما را ( از وطن ) بيرون كنند ، ما هم با شما خواهيم رفت و هرگز سخن هيچ كس را دربارهءشما اطاعت نخواهيم كرد ؛ و اگر با شما پيكار شود ، ياريتان خواهيم نمود » ؟ ! و خداوند شهادت مىدهد كه آنها دروغگويانند !
اگر آنها را بيرون كنند با آنان بيرون نمىروند ، و اگر با آنها پيكار شود ياريشان نخواهند كرد ، و اگر ياريشان كنند پشت به ميدان كرده فرار مىكنند ؛ سپس كسى آنان را يارى نمىكند !
وحشت از شما در دلهاى آنها بيش از ترس از خداست ؛ اين به خاطر آن است كه آنها گروهى نادانند !
آنها هرگز با شما به صورت گروهى نمىجنگند جز در دژهاى محكم يا از پشتديوارها .
پيكارشان در ميان خودشان شديد است ، ( اما در برابر شما ضعيف ! ) آنها را متّحد مىپندارى ، در حالى كه دلهايشان پراكنده است ؛ اين به خاطر آن است كه آنهاقومى هستند كه تعقل نمىكنند .
شأن نزول :
به عهد و پيمان منافقان اعتماد نكنيد
بعضى از مفسران ، شأن نزولى براى آيات فوق نقل كردهاند كه خلاصهاش چنين است :
جمعى از منافقان « مدينه » ، مانند « عبداللّه بن ابَىّ » و يارانش ، مخفيانه كسى را به سراغ يهود « بنىنضير » فرستاده گفتند : شما محكم در جاى خود بايستيد ، از خانههاى خود بيرون نرويد ، و دژهاى خود را محكم سازيد ، ما دو هزار نفر ياور از قوم خود و ديگران داريم و تا آخرين نفس ، با شما هستيم ، طايفهء « بنىقريظه » و ساير همپيمانهاى شما از قبيلهء « غطفان » نيز با شما همراهى مىكنند .
همين امر سبب شد كه ، يهود « بنىنضير » بر مخالفت پيامبر صلى الله عليه و آله تشويق شوند ، اما در اين هنگام يكى از بزرگان « بنىنضير » به نام « سلام » به « حُيَىّ بن اخطب » كه