شما اين مرد را در چنين شرايط مناسبى گير نمىآوريد ، الآن كه در كنار ديوار شما نشسته است ، يك نفر پشت بام رود و سنگ عظيمى بر او بيفكند و ما را از دست او راحت كند ! يكى از يهود به نام « عمرو بن جحاش » اعلام آمادگى كرد و به پشت بام رفت ، رسول خدا صلى الله عليه و آله از طريق وحى آگاه شد ، برخاست و به « مدينه » آمد ، بى آن كه با ياران خود سخنى بگويد ، آنها تصور مىكردند ، پيامبر صلى الله عليه و آله باز بر مىگردد ، اما بعداً آگاه شدند كه پيامبر صلى الله عليه و آله در « مدينه » است ، آنها نيز به « مدينه » بازگشتند ، و اينجا بود كه پيمانشكنى يهود بر رسول خدا صلى الله عليه و آله مسلم شد ، و دستور آماده باش را براى جنگ ، به مسلمانان داد .
در بعضى از روايات نيز آمده : يكى از شعراى « بنىنضير » به هجو و بدگوئى پيامبر صلى الله عليه و آله پرداخت و اين خود دليل ديگرى بر پيمانشكنى آنها بود .
پيامبر صلى الله عليه و آله براى اين كه ضربهء كارى قبلًا به آنها بزند ، به « محمّد بن مسلمه » كه با « كعب بن اشرف » ، بزرگ يهود ، آشنائى داشت دستور داد او را به هر نحو بتواند به قتل برساند و او با مقدماتى اين كار را كرد .
كشته شدن « كعب بن اشرف » تزلزلى در يهود ايجاد كرد ، به دنبال آن رسول خدا صلى الله عليه و آله دستور داد : مسلمانان براى جنگ با اين قوم پيمانشكن حركت كنند ، هنگامى كه آنها با خبر شدند به قلعههاى مستحكم و دژهاى نيرومند خود پناه بردند ، و درها را محكم بستند ، پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد : بعضى درختان نخل را كه نزديك قلعهها بود ، بكنند يا بسوزانند .
- اين كار ، شايد به اين منظور صورت گرفت كه يهوديان را كه علاقهء شديدى به اموال خود داشتند از قلعه بيرون كشد و پيكار ، رو در رو انجام گيرد ، اين احتمال نيز داده شده كه : اين نخلها مزاحم مانور سريع ارتش اسلام در اطراف قلعهها بود ، و مىبايست بريده شود -
به هر حال ، اين كار فرياد يهود را بلند كرد ، گفتند : اى محمّد ! تو پيوسته از اين گونه كارها نهى مىكردى ، پس اين چه برنامهاى است ؟ آيهء پنجم اين سوره ( از آيات
شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 439
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٣٩