افكند ، در اين هنگام پيراهن او بالا رفت و معلوم شد اصلًا عضو جنسى ندارد ، خدمت پيامبر آمدم و ماجرا را شرح دادم ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : خدا را شكر كه بدى و آلودگى و اتهام را از دامان ما دور مىكند . « 1 »
* * *
( ( 9 ) ) وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ( ( 10 ) ) إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْتُرْحَمُونَ
و هر گاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند ، آنها را آشتى دهيد ؛ و اگر يكى از آن دو بر ديگرى تجاوز كند ، با گروه متجاوز پيكار كنيد تا به فرمان خدا باز گردند ؛ و هر گاه بازگشت ( و زمينهء صلح فراهم شد ) ، در ميان آن دو به عدالت صلح برقرار سازيد ؛ و عدالت پيشه كنيد كه خداوند عدالتپيشهگان را دوست مىدارد .
مؤمنان برادر يكديگرند ؛ پس دو برادر خود را صلح و آشتى دهيد و تقواى الهى پيشه كنيد ، باشد كه مشمول رحمت او شويد !
شأن نزول :
اصلاح بين دو گروه مؤمن
در شأن نزول اين آيات آمده است : ميان دو قبيلهء « اوس » و « خزرج » ( دو قبيلهء معروف « مدينه » ) اختلافى افتاد ، و همان سبب شد كه گروهى از آن دو به جان هم بيفتند و با چوب و كفش يكديگر را بزنند ! ( آيهء فوق نازل شد و راه برخورد با چنين حوادثى را به مسلمانان آموخت ) . « 2 »
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ، ذيل آيهء مورد بحث - در « نور الثقلين » نيز اين شأن نزول به صورت مشروحترى آمده است ( ج 5 ، ص 81 ) .
( 2 ) « مجمع البيان » ، ذيل آيات مورد بحث ؛ « بحار الانوار » ، ج 22 ، ص 53 ؛ « تفسير ابن كثير » ، ج 4 ، ص 226 .