« بنىالمصطلق » برود ، ولى فرمود : شتابزده كارى انجام مده !
« خالد » شبانه به نزديكى قبيله رسيد ، و مأموران اطلاعاتى خود را براى تحقيق فرستاد ، آنها خبر آوردند كه « بنىالمصطلق » به اسلام كاملًا وفادارند ، و صداى اذان و نماز آنها را با گوش خود شنيدهاند ، صبحگاهان « خالد » شخصاً به سراغ آنها آمد ، و صدق گفتار مخبرين را ملاحظه كرد ، به خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله بازگشت و ماجرا را به عرض رسانيد ، در اين هنگام ، آيهء فوق نازل شد ، و به دنبال آن پيامبر مىفرمود :
التَّأَنِّى مِنَ اللَّهِ ، وَ الْعَجَلَةُ مِنَ الشَّيْطانِ ! :
« درنگ كردن و تحقيق ، از سوى خدا است و عجله از شيطان است » ! « 1 »
* * * شأن نزول ديگرى كه فقط ، بعضى از مفسران به آن اشاره كردهاند ، اين است : آيه در مورد « ماريه » همسر پيامبر صلى الله عليه و آله ( مادر ابراهيم ) نازل شد ، زيرا خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كردند : او پسر عموئى دارد كه گاه و بىگاه به سراغش مىآيد ( و روابط نامشروعى در ميان است ) ، پيامبر ، على عليه السلام را فرا خواند فرمود : برادرم ! اين شمشير را بگير ، اگر او را نزد « ماريه » يافتى به قتل برسان !
اميرمؤمنان على عليه السلام عرض كرد : اى رسول خدا ! من مأمورم كه مانند « سكهء تفتيده » « 2 » دستور شما را پياده كنم ، يا اين كه شخص حاضر چيزى مىبيند كه غائب نمىبيند ؟ ( با تحقيق بيشتر انجام وظيفه كنم ) .
فرمود : نه ! بر اساس اين كه حاضر چيزى مىبيند كه غائب نمىبيند عمل كن !
على عليه السلام مىفرمايد : شمشير را به كمر بستم و به سراغ او آمدم ، ديدم نزد « ماريه » است ، شمشير را كشيدم ، او فرار كرد و از نخلى بالا رفت ، سپس خود را از بالا به زير
هامش
( 1 ) « قرطبى » ، ج 9 ، ص 6131 .
( 2 ) « سكه » در لغت عرب به معنى وسيلهاى است كه با آن پولها را نقش مىزنند ، و براى اين منظور آن را داغ مىكنند تا نقش خود را دقيقاً بر درهم ودينار منتقل كند ، و منظور از اين تعبير اين است كه : بايد دستور بىچون و چرا ، و بدون بررسى مجدد ، اجرا شود .