كند ، اما « عمر » شخص ديگرى را پيشنهاد كرد ، آيهء فوق نازل شد و دستور داد بر خدا و پيامبر ، پيشى مگيريد . « 1 »
بعضى ديگر گفتهاند : جمعى از مسلمانان گاه گاه مىگفتند : اگر چنين مطلبى دربارهء ما نازل مىشد ، بهتر بود ، آيهء فوق نازل گشت ، گفت : بر خدا و پيامبرش پيشى مگيريد . « 2 »
بعضى ديگر گفتهاند : آيه ، اشاره به اعمال بعضى از مسلمانهاست ، كه پارهاى از مراسم عبادات خود را پيش از موقع ، انجام دادند ، آيهء فوق نازل شد ، و آنها را از اين گونه كارها نهى كرد . « 3 »
و اما در مورد آيهء دوم ، گفتهاند : گروهى از طايفهء « بنىتميم » و اشراف آنها ، وارد « مدينه » شدند ، هنگامى كه داخل مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله گشتند ، صدا را بلند كرده ، از پشت حجرههائى كه منزلگاه پيامبر صلى الله عليه و آله بود فرياد زدند :
يا مُحَمَّدُ اخْرُجْ الَيْنا ! :
« اى محمّد ! بيرون بيا » ! اين سر و صداها و تعبيرات نامؤدبانه ، پيامبر صلى الله عليه و آله را ناراحت ساخت ، هنگامى كه بيرون آمد ، گفتند : آمدهايم با تو مفاخره كنيم ! اجازه ده ، تا « شاعر » و « خطيب ما » افتخارات قبيلهء « بنىتميم » را بازگو كند ، پيامبر صلى الله عليه و آله اجازه داد .
نخست ، خطيب آنها برخاست و از فضائل خيالى طائفهء « بنىتميم » مطالب بسيارى گفت .
پيامبر صلى الله عليه و آله به « ثابت بن قيس » « 4 » فرمود پاسخ آنها را بده ، او برخاست خطبهء بليغى در جواب آنها ايراد كرد ، به طورى كه خطبهء آنها را از اثر انداخت !
سپس « شاعر » آنها برخاست و اشعارى در مدح اين قبيله گفت ، كه « حسان بن ثابت » شاعر معروف مسلمان ، پاسخ كافى به او داد .
هامش
( 1 ) « قرطبى » ، ج 9 ، ص 6121 ( ج 16 ، ص 301 ) .
( 2 ) « قرطبى » ، ج 9 ، ص 6121 .
( 3 ) همان مدرك .
( 4 ) « ثابت بن قيس » خطيب « انصار » و خطيب پيامبر صلى الله عليه و آله بود ، همان گونه كه « حسان » شاعر حضرت بود ( « اسد الغابه » ، ج 1 ، ص 229 ) .