هنگامى كه سخنش به اينجا رسيد ، پيامبر صلى الله عليه و آله سخت برآشفت و ناراحت شد ، فرمود : اين فاسق را بيرون كنيد ، و رو به سوى او كرده اضافه نمود : تو چقدر به دوزخ نزديكى ؟ !
جوان بيرون آمد ، سخت گريه مىكرد ، سر به بيابان گذاشت و عرض مىكرد : اى خداى محمّد صلى الله عليه و آله ! اگر توبه مرا مىپذيرى ، پيامبرت را از آن با خبر كن ، و اگر نه آتشى از آسمان بفرست و مرا بسوزان و از عذاب آخرت برهان ، اينجا بود كه پيك وحى خدا بر پيامبر نازل شد و آيهء « قُلْ يا عِبادِىَ الَّذِيْنَ اسْرَفُوا . . . » را بر آن حضرت خواند » . « 1 »
تلاوت اين آيه ، از سوى « جبرئيل » در اينجا ممكن است به عنوان نخستين بار نباشد ، كه جنبهء شأن نزول پيدا كند ، بلكه تكرار آيهاى باشد كه قبلًا نازل شده ، براى تأكيد و توجه بيشتر و اعلام قبول توبهء آن مرد گنهكار !
باز تكرار مىكنيم : اين گونه اشخاص كه بار سنگين از گناه را به دوش مىكشند ، مسئوليت سنگينترى در مقام جبران از طريق اعمال صالح خود دارند .
« فخر رازى » شأن نزول ديگرى ، براى آيات فوق آورده است ، نقل مىكند : بعضى گفتهاند : اين آيات دربارهء اهل « مكّه » نازل شده ، آنها مىگفتند : محمّد صلى الله عليه و آله چنين فكر مىكند كه هر كس ، پرستش « بت » كند ، يا دستش به خون انسانى آغشته شود ، هرگز بخشوده نخواهد شد ، در عين حال ، به ما مىگويد : اسلام بياوريد ، ما چگونه اسلام بياوريم در حالى كه هم « بت » پرستيدهايم و هم خون بىگناهان را ريختهايم ؟ ! ( آيات فوق نازل شد ، و درهاى توبه را به روى آنان گشود ) . « 2 »
* * *
هامش
( 1 ) « تفسير ابوالفتوح رازى » ، ج نهم ، ص 412 ، ذيل آيات مورد بحث ، ( با مقدارى تلخيص ) .
( 2 ) « تفسير كبير فخر رازى » ، ج 27 ، ص 4 ، ذيل آيات مورد بحث .