نزول باشد ؛ چرا كه تمام سورهء « زمر » ، « مكّى » است ، بنابراين ممكن است از قبيل تطبيق بوده باشد .
* * * ( 53 ) قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
بگو : « اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كردهايد ! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همهء گناهان را مىآمرزد ، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است .
شأن نزول :
يأس از رحمت خدا ممنوع
بعضى از مفسران ، شأن نزولهائى براى آيات فوق ذكر كردهاند ، كه احتمالًا همه از قبيل « تطبيق » است ، نه « شأن نزول » .
از جمله داستان « وحشى » است كه در ميدان « احُد » بزرگترين جنايت را مرتكب شد ، و عموى پيامبر صلى الله عليه و آله « حمزه » ، آن افسر شجاعى كه جان خود را همه جا سپر براى پيامبر صلى الله عليه و آله مىساخت ، به طرز ناجوانمردانهاى شهيد كرد ، هنگامى كه اسلام اوج گرفت ، مسلمانان در همه جا پيروز شدند ، « وحشى » مىخواست اسلام بياورد ، اما مىترسيد اسلامش مورد قبول واقع نشود ، كه آيهء فوق نازل گرديد و او اسلام آورد ، پيامبر صلى الله عليه و آله از او پرسيد : عمويم « حمزه » را چگونه كشتى ؟ « وحشى » ماجرا را شرح داد ، پيامبر صلى الله عليه و آله سخت گريه كرد ، توبه او را پذيرا شد ، ولى به او فرمود :
غَيِّبْ وَجْهَكَ عَنِّي فَانِّي لاأَسْتَطِيْعُ النَّظَرَ الَيْكَ فَلَحِقَ بِالشَّامِ فَماتَ فِى الخَمَّرِ :
« در برابر چشمان من هرگز ظاهر مشو ؛ چرا كه نمىتوانم به تو نگاه كنم ، « وحشى » به سوى « شام » رفت ، و سرانجام در سرزمين « خمر » از دنيا رفت » .
بعضى سؤال كردند : آيا اين آيه ، تنها دربارهء او است يا همهء مسلمين را شامل