تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
مىشود ؟ فرمود : همه را شامل مىشود . « 1 » ديگر داستان مرد « نبّاش » است ( كسى كه قبرها را مىشكافت و كفن مردگان را باز مىكرد و با خود مىبرد ) كه فشرده‌اش چنين است : « جوانى گريان ، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و سخت ناراحت بود ، مىگفت : از خشم خدا مىترسم . فرمود : شرك آورده‌اى ؟ ! گفت : نه . فرمود : خون ناحق ريخته‌اى ؟ عرض كرد : نه . فرمود : خدا گناه تو را مىآمرزد هر قدر زياد باشد . عرض كرد : گناه من از آسمان و زمين و « عرش » و « كرسى » بزرگ‌تر است . فرمود : گناهت از خدا هم بزرگ‌تر است ؟ ! عرض كرد : نه ، خدا از همه چيز بزرگ‌تر است . فرمود : برو ( توبه كن ) كه خداى عظيم گناه عظيم را مىآمرزد . بعد فرمود : بگو ببينم گناه تو چيست ؟ عرض كرد : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله از روى تو شرم دارم كه بازگو كنم . فرمود : آخر بگو ، ببينم چه كرده‌اى ؟ ! عرض كرد : هفت سال نبش قبر مىكردم ، و كفن‌هاى مردگان را برمىداشتم تا اين كه : روزى به هنگام نبش قبر ، به جسد دخترى از « انصار » برخورد كردم ، بعد از آن كه او را برهنه كردم ، ديو نفس در درونم به هيجان در آمد . . . ( سپس ماجراى تجاوز خود را شرح داد ) .
هامش
( 1 ) « سفينة البحار » ، ج 2 ، ص 637 ، مادهء « وحش » ؛ « تفسير كبير فخر رازى » ، ج 27 ، ص 4 ؛ « نور الثقلين » ، ج 4 ، ص 493 .