تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از « تبوك » بازگشت ، نزد او آمده گفتند : اكنون تقاضا داريم به مسجد ما بيائى ، در آنجا نماز بگزارى ، و از خدا بخواهى ما را بركت دهد ، و اين در حالى بود كه هنوز پيامبر صلى الله عليه و آله وارد دروازهء « مدينه » نشده بود . در اين هنگام ، پيك وحى خدا نازل شد ، آيات فوق را آورد ، و پرده از اسرار كار آنها برداشت ، و به دنبال آن پيامبر دستور داد : مسجد مزبور را آتش زده ، بقاياى آن را ويران كنند ، و جاى آن را محل ريختن زباله‌هاى شهر سازند ! اگر به چهرهء ظاهرى كار اين گروه نگاه كنيم ، از چنين دستورى در آغاز ، دچار حيرت خواهيم شد . مگر ساختن مسجد ، آن هم براى حمايت از بيماران و پيران ، و مواقع اضطرارى ، كه در حقيقت ، هم يك خدمت دينى است و هم يك خدمت انسانى ، كار بدى است كه چنين دستورى دربارهء آن صادر شده ؟ اما هنگامى كه چهرهء باطنى مسأله را بررسى كنيم ، خواهيم ديد اين دستور ، چقدر حساب‌شده بوده است . توضيح اين كه : در زمان جاهليت مردى بود به نام « ابو عامر » ، كه آئين « نصرانيت » را پذيرفته ، و در سلك « راهبان » در آمده بود ، از عبّاد و زهّاد به شمار مىرفت ، و نفوذ وسيعى در طائفهء « خزرج » داشت . آنگاه كه پيامبر صلى الله عليه و آله به « مدينه » هجرت كرد ، و مسلمانان گرد او را گرفتند ، و كار اسلام بالا گرفت . و هنگامى كه مسلمانان در جنگ « بدر » بر مشركان پيروز شدند ، « ابو عامر » كه خود روزى از بشارت دهندگان ظهور پيامبر صلى الله عليه و آله بود ، اطراف خود را خالى ديد ، به مبارزه با اسلام برخاست ، از « مدينه » به سوى كفار « مكّه » گريخت ، و از آنها براى جنگ با پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله استمداد جست ، و از قبائل عرب براى اين كار دعوت كرد . او كه قسمتى از نقشه‌هاى جنگ « احد » را بر ضد مسلمين رهبرى مىكرد ، دستور
شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 265 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي