گفتيم : بعضى از مسلمانان ( « مالك بن دخشم » ، و « معنى بن عدى » ، و « عامر بن سكر » ، يا « عاصم بن عدىّ » ) را مأموريت داد ، كه مسجد را بسوزانند ، و ويران كنند ، آنها چنين كردند .
نخست به وسيلهء آتش سقف مسجد را سوزاندند ، و بعد ديوارها را ويران ساختند ، و سرانجام محل آن را مركزى براى ريختن زبالهها قرار دادند . « 1 »
* * *
( ( 113 ) ) ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكينَ وَ لَوْ كانُوا أُولى قُرْبى مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحيمِ ( ( 114 ) ) وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهيمَ لِأَبيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهيمَ لَأَوَّاهٌ حَليمٌ
براى پيامبر و مؤمنان ، شايسته نبود كه براى مشركان ( از خداوند ) طلب آمرزش كنند ، هر چند از نزديكانشان باشند ؛ ( آن هم ) پس از آن كه بر آنها روشن شد كه اين گروه ، اهل دوزخند !
و استغفار ابراهيم براى پدرش ( عمويش آزر ، ) فقط به خاطر وعدهاى بود كه به او داده بود ؛ اما هنگامى كه براى او روشن شد كه وى دشمن خداست ، از او بيزارى جست ؛ بهيقين ، ابراهيم مهربان و بردبار بود !
شأن نزول :
استغفار براى مشركان ممنوع
در « تفسير مجمع البيان » ، روايتى به اين مضمون در شأن نزول آيات فوق نقل شده است :
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ، « تفسير ابوالفتوح رازى » ، « تفسير المنار » ، « تفسير الميزان » ، « تفسير نور الثقلين » ، و كتب ديگر ؛ « بحار الانوار » ، ج 21 ، ص 252 ، باب 30 ، قصة أبى عامر الراهب و مسجد الضرار و فيه ما يتعلق بغزوة تبوك ، و ص 253 ، 255 و 263 .